پیام خود را بنویسید
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1404 )                   جلد 15 شماره 4 صفحات 543-510 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Khoshbakht F, Bagheritehrani M. Feasibility Study of Flood Risk Management in Bandar-e Gaz County, Golestan Province, Iran. Disaster Prev. Manag. Know. 2026; 15 (4) :510-543
URL: http://dpmk.ir/article-1-752-fa.html
خوشبخت فریبا، باقری طهرانی مرتضی. امکان‌سنجی مخاطرات سیل و بازنگری در مدیریت بحران: مورد پژوهشی شهرستان بندر گز استان گلستان. دانش پیشگیری و مدیریت بحران. 1404; 15 (4) :510-543

URL: http://dpmk.ir/article-1-752-fa.html


1- گروه معماری، واحد علوم و فناوری پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس، ایران.
متن کامل [PDF 5777 kb]   (62 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (475 مشاهده)
متن کامل:   (31 مشاهده)
مقدمه
سیل از بلایای طبیعی مرتبط با آب و شایع‌ترین بلای طبیعی است که هم در کشورهای توسعه‌یافته و هم در کشورهای درحال‌توسعه روی می‌دهد و باعث خسارات قابل‌توجهی می‌شود و جمعیت زیادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد (عبدالله‌زاده و شریف‌زاده، 1402). ازطرفی سیل دارای پیامدهای متنوع اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است که لازم است در تحلیل‌های خطر سیل و مدیریت بحران آن مورد بازنگری و توجه قرار گیرد (عزیزی و همکاران، 1400).
یکی از محورهای اساسی در مواجهه با سوانح طبیعی نظیر سیل در محیط‌های شهری و سکونتگاه‌های انسانی، موضوع مدیریت بحران، ابعاد گوناگون مخاطرات ناشی از آن، و همچنین فرآیند بازسازی این مناطق پس از وقوع چنین رویدادهایی است. در جریان ارزیابی امکان‌سنجی مخاطرات، بازنگری مدیریت بحران و برنامه‌ریزی برای بازسازی پس از سانحه، عوامل و عناصر متعددی نقش ایفا می‌کنند. تعامل و هم‌افزایی این فرآیندها، اثرات قابل‌توجهی بر جنبه‌های مختلف توسعه شهری، به‌ویژه بر ساختار کالبدی-فیزیکی شهرها، برجای می‌گذارد. پس از وقوع سوانح گوناگون و پیامدهای مالی و جانی متأثر از آن، انتخاب‌های مهمی پیش روی قرار دارد که از آن جمله تصمیم‌گیری در مورد چگونگی مدیریت بحران و مداخله و بازسازی کالبدی و ایجاد امنیت و اتخاذ سیاست‌های بازسازی پس از سانحه است (گرگانی و رحیم بخش، ۱۳۸۳).
نخستین پیامد مشهود پس از وقوع یک سانحه، دگرگونی در محیط کالبدی است. هنگامی که رویدادی نظیر سیل به وقوع می‌پیوندد، انسجام ساختاری که یک شهر را یکپارچه نگاه می‌دارد، ازهم‌گسیخته می‌شود. افزون بر گسستگی شبکه‌های ارتباطی آشکار، مجموعه‌ای از عناصر به‌صورت منفرد عمل کرده و شرایط نوینی پدید می‌آید. این ابعاد تحول ممکن است به حوزه‌های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی نیز سرایت کند (رولند، 1995). مدیریت بحران و بازسازی پس از سانحه در حوزه کالبدی و فیزیکی، شامل پنج مرحله پیوسته است: ارزیابی خسارات، پاکسازی آوار، سازماندهی اقدامات فوری، تدوین طرح بازسازی، و اجرای عملیات بازسازی (آیسان و دیویس، ۱۳۸۵). 
مخاطرات طبیعی، بخشی از رفتار محیط است که در هر زمان و مکان احتمال رخداد آن وجود دارد. فراوانی، گستردگی و شدت این نوع مخاطرات در دهه اخیر افزایش یافته است (اسماعیل‌نژاد و همکاران، ۱۳۹۸). مخاطرات محیطی (اعم از طبیعی و انسانی)، تهدیدکننده و قادر به آسیب رساندن به فضای فیزیکی و اجتماعی بشری هستند. این آسیب نه‌تنها در حین وقوع رخ می‌دهد، بلکه در درازمدت نیز محتمل است. مخاطرات محیطی توسط 3 عامل طبیعت، انسان و فناوری حادث می‌شود. این حوادث وقتی در بستر شهر روی می‌دهند باتوجه‌به ماهیت غیرمترقبه بودن غالب حوادث طبیعی و لزوم اتخاذ سریع و صحیح تصمیم‌ها و اجرای عملیات، مبانی نظری و بنیادی، دانشی را تحت عنوان مدیریت بحران به وجود می‌آورند (صنعت‌خواه، 1403). اما متأسفانه بشر همراه با شایع‌ترین واقعیت‌های موجود زندگی خود یعنی بحران‌های محیطی، همواره با نوعی سهل‌انگاری برخورد کرده است و بر همین اساس خسارات و آسیب‌های فراوانی را نیز متحمل شده است (عسکری، ۱۳۹۷).
مطالعات جهانی صورت‌گرفته پیرامون کاهش آسیب‌پذیری زیستگاه‌های انسانی در برابر سوانح طبیعی ازجمله سیل مؤید این مطلب است که مطالعات و یافته‌های صورت‌گرفته در این مورد به مرور جامع‌تر شده‌اند. این روند با پرداختن به ایمن‌سازی و تدوین ضوابط و دستورالعمل‌های لرزه‌ای برای دستیابی به ایمنی بناها آغاز گردیده و به‌تدریج به رویکردی کل‌نگر و جامع برای دستیابی به ایمنی کالبدی شهرها و تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی آن‌ها بسط یافته است. بررسی منابع موجود در این زمینه بیانگر این مطلب است که حوزه‌های مختلفی از تحقیق در زمینه کاهش آسیب‌پذیری شهرها در برابر سانحه وجود دارد. برخی حوزه‌هایی که در این زمینه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند عبارت‌اند از: رویکردهای برنامه‌ریزی و مدیریتی (شامل تهیه نقشه‌های پهنه‌بندی خطر، نقشه‌های آسیب‌پذیری و برنامه‌های اضطرار و غیره)، رویکردهای ایمن‌سازی کالبدی شهرها طراحی و برنامه‌ریزی فرم شهری و با برخی از اجزای آن، رویکردهای مقاوم‌سازی سازه‌ای بناها. در این تحقیق رویکردهای ایمن‌سازی کالبدی شهرها و برنامه‌ریزی فرم شهری مد نظر است.
طبق آمارهای منتشره، ایران جزء ۱۰ کشور بلاخیز دنیا بوده و ازنظر تنوع بروز حوادث طبیعی جزء اولین کشورها محسوب می‌شود، چراکه باتوجه‌به جغرافیایی کشور از ۴۱ سانحه طبیعی تشخیص داده شده در دنیا، احتمال وقوع بیش از ۳۱ نوع آن در کشور وجود دارد. سیلاب‌ها دارای بیشترین پتانسیل خسارات بلایای طبیعی در جهان هستند، به‌طوری‌که سیلاب‌ها بیش از یک‌سوم کل خسارت بلایای طبیعی را به خود اختصاص می‌دهند و بیش از ۹۰ درصد افراد متأثر از سیلاب در آسیا زندگی می‌کنند (صنعت‌خواه، 1403). شناخت مخاطرات برای کاهش آن‌ها مهم است. مهم‌تر این است که افراد و جوامع، واقعیت وجود مخاطرات را می‌پذیرند. مخاطره‌شناسی ماهیت پیش‌بینی و پیشگیری دارد و پیشگیری مقدم بر درمان است (مقیمی، ۱۳۹۴).
بلایای طبیعی همچون سیل و وطوفان و آتش‌سوزی نیز در ایران بسیار روی می‌دهد. سالیانه شهرهای زیادی توسط بلایای طبیعی تخریب می‌شوند و نیاز به بازسازی پیدا می‌کنند. باتوجه به افزایش فزاینده سوانح طبیعی در دهه‌های اخیر در ایران، نیاز به افزایش آگاهی متخصصین مدیریت بحران ، معماری و بازسازی پس از سانحه برای ایجاد محیطی ایمن‌تر و تاب‌آور در مناطق مستعد سانحه آشکار می‌شود. لازم است معماران نیز در زمره سایر متخصصان، در بازتوانی، بازسازی، توسعه و مراحل گوناگون اسکان پس از سانحه با مهارت‌های طراحی خود به بازسازی جوامع ویران‌شده کمک کنند. 
استان گلستان به‌عنوان یکی از استان‌های نوبنیاد و دارای ویژگی‌های جغرافیای ممتاز می‌باشد. شهرستان بندر گز در غرب استان گلستان با مرکزیت بندر گز می‌باشد. تحول ساختار کالبدی شهر بندرگز در طول زمان، فاقد یک الگوی توسعه ازپیش‌تعیین‌شده بوده است. آنچه امروزه به‌عنوان چهره شهر بندرگز شناخته می‌شود، عمدتاً نتیجه گسترش غیربرنامه‌ریزی‌شده آن، به‌ویژه در مناطق شمالی شهر می‌باشد. وجود دو رودخانه، جفا کنده در غرب و گز در شرق که با پیچ و خم فراوان وارد خلیج گرگان می‌شوند، همچنین خلیج گرگان در شمال این شهرستان ، علاوه‌بر محدودیت‌های توسعه شهری فراوانی که ایجاد می‌کنند، ما را بر آن داشت تا پتانسیل‌های امکان‌سنجی سیل در این شهرستان را بررسی کنیم.
باتوجه‌به آنکه طرح هادی بندر گز در طی سال‌ها متوقف ماند و عملاً توسعه این شهر به شکل نامنسجم و بلاتکلیف پیش می‌رود، به پیوست نگاه آینده نگرانه به مخاطرات در این شهر نیز بدون برنامه‌ریزی و مدیریت مانده است. پر واضح است مشخص نبودن مسیر توسعه به رشد نامنسجم شهر می‌انجامد. ساخت‌وساز در این شهر با روند سریع در حال پیشروی است، اولین تهدیدات عدم توازن سیمای شهری، از بین رفتن اراضی مرغوب کشاورزی و ضرورت بررسی کالبدی و توجه به مخاطرات و خاصه مخاطره سیل که مورد توجه پژوهش حاضر است، می‌باشد. اولین نکته در برنامه‌ریزی کالبدی شهر، توجه کافی به جغرافیا و موقعیت استراتژیک شهر در منطقه است. شهر بندر گز باتوجه‌به همجواری خلیج گرگان و دو رودخانه سیل خیز ، همچنین مسیر اصلی خطوط راه آهن و مسیر خطوط فشار قوی برق و خطوط سراسری گاز، به نگاه ویژه در برنامه‌ریزی و مخاطرات ناشی از آب و باران و سیل نیاز دارد. 

هدف اصلی
 بنابراین باتوجه‌به مسائل و مشکلات و اهداف یادشده؛ این تحقیق به دنبال بررسی امکان سنجی مخاطره سیل و باز بینی مدیریت بحران در شهرستان بندر گز استان گلستان به‌خصوص از حیث کالبدی می‌باشد.

سؤالات 
- شاخص‌های امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران کدام‌ها هستند؟
- چه عواملی بر مدیریت بحران در بازسازی پس از سانحه سیل تأثیرگذارند؟
در سال‌های اخیر محققان داخلی و خارجی فراوانی تحقیقاتی پیرامون بازسازی پس از سانحه، مدیریت بحران و امکان‌سنجی مخاطرات انجام دادند، در جدول شماره 1 تعدادی از این مطالعات به اختصار آورده شده است. 



وجه تمایز پژوهش حاضر از سایر تحقیقات موجود، تمرکز آن بر موضوع مخاطره طبیعی سیل و مدیریت بحران به‌طور خاص در شهرستان بندرگز است. این موضوع، تاکنون یا مورد توجه قرار نگرفته و یا به‌صورت محدود و نه به‌عنوان محور اصلی یک تحقیق جامع بررسی شده است. علاوه‌براین، انتخاب شهر بندرگز به‌عنوان مطالعه موردی، بر منحصربه‌فرد بودن این پژوهش می‌افزاید، زیرا بندرگز به‌عنوان یک شهر بندری در استان گلستان که با خطر بالای سیل مواجه است و از نظر مدیریت بحران اهمیت بسزایی دارد، به‌عنوان نمونه مطالعاتی برگزیده شده است. براین‌اساس، پژوهش حاضر این قابلیت را دارد که به غنای دانش موجود در زمینه مدیریت بحران و امکان‌سنجی مخاطرات سیل کمک شایانی نماید.

مبانی نظری 

نظریه‌ها و رویکردها

سوانح

در سال‌های اخیر، غالب پژوهش‌های مرتبط با مخاطرات و سوانح طبیعی، تغییر رویکردی اساسی از مدل سنتی «کاهش تلفات و خسارت» به سوی یک پارادایم جامع‌تر مدیریت سانحه، مبتنی بر سیستم‌های اجتماعی و رویکردهای حل مسئله اجتماعی داشته‌اند. دراین‌میان، رویکرد معیشت پایدار، به‌عنوان یکی از این پارادایم‌های نوین، به‌جای تمرکز صرف بر تقلیل خسارات، بر توانمندسازی جوامع محلی با هدف ایجاد اجتماعاتی تاب‌آور و قادر به بازیابی از پیامدهای ناگوار رویدادهای مخاطره‌آمیز تأکید می‌ورزد.
اصطلاح «مخاطره» به هر عاملی اطلاق می‌شود که بالقوه خطرناک باشد. در این پژوهش، منظور از مخاطره، یک پدیده طبیعی، انسانی، یا ترکیبی از هر دوی آن‌ها است که ظرفیت تاثیرگذاری زیان‌بار بر سلامت انسان، اموال، فعالیت‌ها و یا محیط زیست او را دارا می‌باشد. غالباً، مخاطره به‌عنوان یک نیرو یا انرژی نهفته و بالقوه توصیف می‌گردد.
در مقابل، پذیرفته‌شده‌ترین تعریف از «سانحه» آن را به‌عنوان «پیامد اثرات یک مخاطره طبیعی بر یک سیستم یا جامعه آسیب‌پذیر در یک مکان و زمان مشخص» می‌داند. میزان این اثرات، باتوجه‌به ویژگی‌های (ظرفیت‌ها/آسیب‌پذیری‌ها) فیزیکی-کالبدی، زیست‌محیطی، اجتماعی-اقتصادی و سیاسی آن جامعه، متفاوت خواهد بود. به‌عبارت‌دیگر، سانحه وضعیتی است که نظم عملکرد سیستم اصلی یا بخش‌هایی از آن را مختل کرده و پایداری آن را بر هم می‌زند. همچنین می‌توان سانحه را به‌عنوان تغییری ناگهانی در یک یا چند عامل متغیر سیستم تعریف نمود. شدت و ضعف بحران‌ها به عوامل تشدیدکننده و همچنین عناصر کاهش‌دهنده و تکنیک‌های موجود برای مدیریت و درنهایت مهار آن‌ها بستگی دارد.
سوانح معمولاً به‌عنوان نتیجه تعامل و تقابل انسان با طبیعت، فناوری و سایر پدیده‌های زندگی که زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در نظر گرفته می‌شوند. سوانح به‌عنوان یک مانع برای توسعه عمل می‌کنند، به‌طوری‌که دستاوردهای توسعه ارتباطی تنگاتنگ و پیچیده با سطح قرارگیری در معرض خطر سوانح در هر جامعه‌ای دارند. به این معنا که سطح خطر سانحه جاری یا رایج در یک جامعه با انتخاب‌ها و گزینه‌های توسعه‌ای که آن جامعه اتخاذ می‌کند، مرتبط است.
دبیرخانه راهبرد بین‌الملل برای کاهش خطر سانحه سازمان ملل متحد، در آخرین بیانیه خود، سانحه را به‌عنوان یک اختلال جدی در عملکرد یک جامعه تعریف کرده است که به خسارات انسانی، سرمایه‌ای و یا زیست‌محیطی منجر می‌گردد. براین‌اساس، یک حادثه زمانی به مفهوم بحران اطلاق می‌شود که سازگاری با آن، با توجه به منابع موجود فراتر از توان جامعه باشد (فاینشتاین، 2003). 
نگاهی به داده‌های جهانی، نشان‌دهنده این واقعیت است که در طی دو دهه اخیر سوانح طبیعی با تکرار زیادی نسبت به گذشته به وقوع پیوسته و اثرات مخرب‌تری را به همراه خود داشته است، به‌طوری‌که براساس گزارش پایگاه بین‌المللی سانحه، در بین سال‌های (۱۹۸۰- ۱۹۹۸) و (۱۹۹۹ - ۲۰۰۹) تعداد رویداد سانحه گزارش‌شده در دنیا از ۱۶۹۰ مورد به ۳۸۸۶ مورد افزایش یافته است. سوانح طبیعی به‌عنوان پدیدها یا رخدادهای غیره منتظره و بعضأ غیره قابل‌پیش‌بینی، معمولاً و به‌ویژه در محیط روستایی با خسارت محیطی و خطرات و ضایعات انسانی همراه است. این‌گونه پدیده‌ها و رخدادها را از آن‌رو به‌عنوان «سوانح طبیعی» به شمار می‌آورند زیرا عوامل، نیروها و روندهای طبیعی و محیطی موجود آن‌ها هستند، مانند سیل، زلزله، آتشفشان و مانند آن. البته در پاره‌ای از موارد نقش عامل انسانی در ایجاد و یا تشدید سوانح کمتر از نیروها و روندهای محیطی نیست.
 درواقع، دخالت‌های بی‌رویه و نابخردانه گروه‌های انسانی در بروز برخی سوانح، به‌ویژه سیل نقش قابل‌توجهی دارد. کره زمین، به‌عنوان زیستگاه و عرصه فعالیت جوامع بشری، محیطی با پتانسیل مخاطرات گوناگون قلمداد می‌شود. وقوع مخاطرات طبیعی، ازجمله سیل، زلزله، طوفان و گردباد، و به دنبال آن بروز سوانح طبیعی، اغلب پیامدهای ویرانگری بر سکونتگاه‌های انسانی داشته و خسارات و تلفات متعدد اجتماعی و اقتصادی را بر جوامع تحمیل نموده است. سوانح طبیعی نتیجه و پیامد هم‌پوشانی زمانی و فضایی پدیده‌های طبیعی با شدت معین تحت عنوان مخاطره با جمعیتی که در معرض اثرات آن قرار می‌گیرد، می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر، پتانسیلی که یک مخاطره طبیعی را به یک سانحه تبدیل می‌کند به آسیب‌پذیری جامعه یا بخش‌هایی از آن به‌دلیل فقدان یا نارسایی ظرفیت رویارویی و مقابله آن‌ها بستگی دارد. معمولاً سوانح طبیعی دارای ویژگی‌های زیر می‌باشد:
 -اختلال در نظم و الگوی معمولی و عادی زندگی - اثرات آن بر روی انسان از قبیل مرگ‌ومیر، آسیب دیدگی اثرات ناهنجار بر سلامتی - اثرات آن بر ساختار اجتماعی از قبیل نابودی یا خسارت به سیستم‌های حکومتی، ساختمان‌ها، ارتباطات و خدمات اساسی و زیربنایی (جدول شماره 2) (ویزنر و آدام، 2002).



سوانح طبیعی با «خسارت فیزیکی که از طریق مکان، شدت، تکرار و احتمال بیان می‌شود» و آسیب‌پذیری حاصل از سوانح با «در معرض بودن، مستعد بودن» تعریف می‌شود (جدول شماره 2).

مدیریت بحران در سوانح طبیعی
رابطه بین توسعه یک منطقه و سوانح طبیعی در نمودار (تصویر شماره 1) به‌خوبی تشریح شده است. در این شکل خط نقطه چین در مسیر توسعه مورد انتظار نشان‌دهنده اهدافی است که در توسعه بلندمدت مورد انتظار برنامه‌ریزان است. خط ضخیم یکپارچه (خط سیر نزولی) نحوه توسعه‌ای را نشان می‌دهد که تحت تأثیر سانحه طبیعی قرار گرفته است. بنابراین، اثرات سانحه می‌تواند با تأکید بر تلاش‌های مدیریت خطر سانحه کاهش یابد. بهبود حاصل‌شده از طریق مدیریت خطر سانحه (خط بهبودیافته) با خط ممتد نازکی نشان داده شده است که بیانگر کاهش سطوح خسارت و طول دوره بازسازی از طریق کنترل خطر (مانند تخفیف و خطر مالی (مانند بیمه، وجوه سانحه) مورد انتظار است.



به عقیده صاحب‌نظران، مدیریت بحران سانحه هدف و میدان دید گسترده‌ای از اقدامات برنامه‌ریزی از قبیل پیشگیری، هشدار، امداد و نجات و کمک اضطراری، توان‌بخشی و بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سوانح طبیعی را دربر می‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر، مدیریت خطر سانحه بایستی با به‌کارگیری اقدامات ساختاری و غیرساختاری، به کاهش عناصر متعدد آسیب‌پذیری در معرض بودن و حساسیت جوامع) به‌عنوان بخشی از استراتژی یکپارچه توسعه پایدار از طریق هزینه- فایده اقدامات توجه می‌کند و به عقیده دیویس معتقد است که پایداری هر جامعه بر روی توانایی‌های مدیریت خطر اتخاذشده در آن بستگی دارد. باتوجه‌به این مسئله در بحث‌های ارتباط توسعه پایدار با کاهش خطر سوانح طبیعی، چرخه مدیریت سانحه به‌عنوان یک اصل مطرح می‌شود. چرخه مدیریت سانحه (تصویر شماره 2). یک مدل هنجاری برای مداخلات برنامه‌ریزی مناسب در مراحل متوالی (دائمی) در زمانی است که وقوع سوانح درحال آشکار شدن است و هدف آن نشان دادن این است که اثرات سوانح می‌تواند بوسیله پیشگیری اولیه و اقدامات آمادگی کاهش یابند (که این دو مرحله با توسعه مرتبط است)، درحالی‌که پاسخ انسان‌دوستانه به دنبال بروز یک سانحه با اقداماتی از قبیل فعالیت‌های نوسازی و بازسازی سعی در کاهش پیامدهای ناشی از بروز سوانح دارد.



ازاین‌رو، مفهوم کاهش خطر سوانح طبیعی به تمامی تدابیر اتخاذشده با هدف به حداقل رساندن پیامدهای مخرب و اختلالات ناشی از مخاطرات و سوانح اشاره دارد. اقدامات مربوط به کاهش سوانح، گستره وسیعی از فعالیت‌های فیزیکی، قانونی، آموزشی و ارتقای سطح آگاهی عمومی را شامل می‌شود که در مراحل پیش از وقوع، حین وقوع و پس از وقوع سوانح کاربرد دارند و هریک از این مراحل مستلزم دامنه متفاوتی از فعالیت‌های واکنش به سانحه می‌باشند. بنابراین به نظر می‌رسد توجه به مدیریت سوانح طبیعی به‌دلیل خصلت پیشگیری، مجموعه فعالیت‌های قبل از وقوع سوانح و ایجاد آمادگی همیشگی در مقابله با خطرات از اولویت بیشتری برخوردار باشد. لذا در فرآیند مدیریت سانحه پنج مرحله مهم زیر مطرح خواهد بود.
الف- قبل از بروز سوانح: 
۱. شناسایی خطر (خطر تابعی از مخاطره آسیب‌پذیری+عناصر در معرض خطر است که اثرات آن در محدوده زمانی معین در منطقه جغرافیایی دیده می‌شود.
 ۲. آمادگی برای سانحه،
 ۳- کاهش اثرات. 
ب- بعد از بروز سوانح: 
۴. پاسخ اضطراری، 
۵. بازسازی و نوسازی. 
به نظر فریمن اقدامات قبل از سانحه شامل انتقال خطر (از قبیل بیمه)، ارزیابی خطر (نظارت، تولید نقشه و غیره)، فعالیت‌های تخفیف خطر (ازقبیل ارتقا و تقویت زیرساخت و غیره)، و آمادگی است. اقدامات پس از سانحه دربرگیرنده پاسخ اضطراری (کمک و مساعدت، پاک‌سازی و غیره)، توان‌بخشی، بازسازی و مشارکت در خسارت (ازقبیل صندوق‌های ذخیره احتیاطی ملی- محلی) است. علاوه‌براین اقدامات می‌توان به پشتیبانی یا محافظت نیز اشاره کرد که در دو لبه مراحل مدیریت خطر (قبل و بعد از سوانح) واقع می‌شود. محافظت به‌عنوان شبکه آگاهی و پاسخ اضطراری برای اجتناب از شرایط سوانح و بحرانی مطرح است که در ابتدا بر روی مداخلات فنی متعدد که معمولاً تحت عنوان «آمادگی» مرسوم است،  پایه‌گذاری می‌شود. آمادگی، قابلیت مدیریت قبل از وقوع یک سانحه است تا عکس‌العمل کارآمدی در رویارویی با یک سانحه را ارائه دهد. محافظت توسط امتیازات برنامه‌ریزی دولتی که از نهادهای اجتماعی حمایت می‌کنند، تضمین می‌شود که تحت عنوان پشتیبانی اجتماعی از آن یاد می‌شود و اقدامات تکمیلی برای حفاظت از خود است.

جنبه‌های مختلف بازسازی پس از سانحه
جنبه‌های مختلف بازسازی پس از سانحه عبارت‌اند از :

جنبه کالبدی
 این بُعد بر احیای ساختار فیزیکی و کالبدی فضاهای شهری متمرکز است و شامل بازسازی اماکن، کاربری‌های گوناگون، ساختمان‌ها و به‌طورکلی، زیرساخت‌های فیزیکی شهر می‌شود.

جنبه اجتماعی
 این بُعد از بازسازی عمدتاً معطوف به تقویت مجدد ارزش‌های اجتماعی پیشین در بافت شهری، تضمین امنیت شهروندان و ارتقای سطح مشارکت آن‌ها در فرآیند بازسازی است.

جنبه اقتصادی
 این بُعد به معنای ایجاد و فراهم آوردن امکانات و بسترهای لازم برای از سرگیری فعالیت‌های اقتصادی که پیش از وقوع سانحه در این فضاها جریان داشته است، می‌باشد.

جنبه روانی
 این بُعد شامل ترمیم و التیام وضعیت روحی آسیب‌دیدگان، زدودن احساس یأس و ناامیدی، ایجاد پویایی و نشاط در میان شهروندان و بازگرداندن حیات و سرزندگی به فضاهای شهری است که برای از سرگیری فعالیت‌های روزمره اقتصادی و اجتماعی، امری حیاتی تلقی می‌شود (تصویر شماره 3) (احمدی، 1397).



یکی از مهم‌ترین جنبه‌های بازسازی، بازسازی کالبدی است که در آن اقداماتی شامل تخریب، آواربرداری، پاک‌سازی و دوباره‌سازی باید انجام شود:

تخریب 
 این مرحله به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌شود که پیش از آغاز هرگونه عملیات بازسازی انجام می‌گیرد و هدف آن، آماده‌سازی بستر و زمین به‌منظور فراهم ساختن امکان اجرای طرح‌های بازسازی آتی است.

پاک‌سازی و آواربرداری
پاک‌سازی و ایمن‌سازی محیط شهری عبارت است از جمع‌آوری آوارها و نخاله‌ها؛ وجود آوارها و نخاله‌ها در سطح شهر دارای اثرات منفی است. سیمای زشتی که آوارها به شهر می‌بخشند ازنظر روانی تأثیرات منفی بر روی مردم می‌گذارد و بازگشت آن‌ها را به شهر به تأخیر می‌اندازد. بنابراین برای شروع کار بازسازی ابتدا باید محیط شهری را از آوارها و نخاله‌ها پاک‌سازی کرد. این عمل نتایج مثبتی به همراه دارد مانند ایجاد امنیت برای شروع اقدامات بازسازی، ایجاد سرعت و شتاب در کار بازسازی و اجرای طرح ، جذب بیشتر مردم به فضاهای شهری با از بین بردن آثار سوء روانی تخریب‌ها و آوارها ( احمدی، 1397).

دوباره‌سازی
 این اصطلاح به فرآیند ساخت مجدد اطلاق می‌شود که می‌تواند بر مبنای سازمان فضایی پیشین صورت گیرد و یا رویکردی نوآورانه را در پیش گرفته و سازمان فضایی جدیدی را براساس ارزش‌ها، معیارها و استانداردهای معاصر و قابل‌انطباق با نیازهای آتی ایجاد نماید (شماعی و پوراحمد، ۱۳۸۴).
باتوجه‌به مبانی نظری و جمع‌بندی معیارهای موجود، در نهایت معیارها و زیرمعیارهای کالبدی بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران در جدول شماره 3 و تصویر شماره 4 آورده شده است





محدودیت‌ها و نقاط قوت و ضعف تحقیقات پیشین
تحقیقات مدیریت بحران سیل اغلب با محدودیت‌هایی در دسترسی به داده‌های دقیق و جامع در زمان وقوع بحران روبه‌رو هستند. جمع‌آوری داده‌های میدانی در شرایط بحرانی دشوار بوده و ممکن است با سوگیری‌های ناشی از شرایط اضطراری همراه باشد. همچنین، تعمیم‌پذیری یافته‌های مطالعات موردی به سایر مناطق با ویژگی‌های متفاوت اقلیمی، جغرافیایی و اجتماعی-اقتصادی می‌تواند محدود باشد. کمبود مطالعات طولی که تغییرات در تاب‌آوری و اثربخشی مداخلات مدیریت بحران را در طول زمان ارزیابی کنند نیز از دیگر محدودیت‌های این حوزه است. علاوه‌براین، ماهیت چندوجهی بحران سیل و تأثیر آن بر ابعاد مختلف زندگی، ایجاب می‌کند تحقیقات از رویکردهای میان‌رشته‌ای بهره ببرند که این امر مستلزم همکاری بین متخصصان حوزه‌های مختلف و غلبه بر چالش‌های ناشی از تفاوت در زبان و روش‌های تحقیق است.
تحقیقات مدیریت بحران سیل نقش حیاتی در درک بهتر پویایی‌های این پدیده، شناسایی عوامل خطر و آسیب‌پذیری، و ارزیابی اثربخشی راهبردها و سیاست‌های مدیریت بحران ایفا می‌کنند. این تحقیقات می‌توانند به شناسایی نقاط ضعف در سیستم‌های موجود و ارائه راهکارهای مبتنی بر شواهد برای بهبود آمادگی، پاسخ و بازیابی کمک کنند. مطالعات کمی با استفاده از مدل‌های شبیه‌سازی و تحلیل‌های آماری پیشرفته، امکان پیش‌بینی سناریوهای مختلف و ارزیابی پیامدهای احتمالی را فراهم می‌آورند. ازسوی‌دیگر، تحقیقات کیفی از طریق بررسی تجارب ذینفعان و جوامع محلی، بینش‌های ارزشمندی در مورد ابعاد اجتماعی، فرهنگی و نهادی بحران ارائه می‌دهند که در طراحی مداخلات مؤثر و متناسب با context محلی حائز اهمیت است. تلفیق رویکردهای کمی و کیفی (تحقیقات ترکیبی) می‌تواند درک جامع‌تری از پیچیدگی‌های مدیریت بحران سیل فراهم آورد.
ازطرفی برخی از تحقیقات در حوزه مدیریت بحران سیل ممکن است از ضعف‌های روش‌شناختی رنج ببرند، ازجمله عدم تعریف دقیق متغیرها، استفاده از نمونه‌های کوچک یا غیرتصادفی، و عدم کنترل کافی بر متغیرهای مداخله‌گر. همچنین، تمرکز بیش‌ازحد بر جنبه‌های فنی و مهندسی مدیریت سیل و غفلت از ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی می‌تواند به ارائه راهکارهای ناکارآمد یا غیرقابل‌اجرا منجر شود. فقدان چارچوب‌های نظری منسجم و یکپارچه در برخی از تحقیقات نیز می‌تواند مانع از انباشت دانش و مقایسه نتایج مطالعات مختلف شود. علاوه‌براین، انتشارنیافتن یا دیرهنگام  انتشار یافتن نتایج تحقیقات می‌تواند اثربخشی آن‌ها را در اطلاع‌رسانی به سیاست‌گذاران و متصدیان مدیریت بحران کاهش دهد.

روش

محدوده موردمطالعه

استان گلستان با مساحتی بالغ بر 20437.74 کیلومتر مربع در ناحیه شمال شرقی ایران و در امتداد ساحل جنوب شرقی دریای خزر استقرار یافته است. ازنظر مختصات جغرافیایی، این استان بین طول‌های شرقی 53 درجه و 57 دقیقه تا 56 درجه و 22 دقیقه و عرض‌های شمالی 36 درجه و 30 دقیقه تا 38 درجه و 8 دقیقه در بخش شمالی کشور واقع شده است. مرزهای این استان از شمال با جمهوری ترکمنستان، از جنوب با استان سمنان، از شرق با استان خراسان شمالی و از غرب با استان مازندران و دریای خزر هم‌جوار است. شهرستان بندرگز واقع در بخش غربی استان گلستان با مرکزیت شهر بندرگز از دو بخش تشکیل شده که شامل 2 شهر، 4 دهستان و 25 آبادی دارای سکنه می‌باشد (تصویر شماره 5).



داده و روش کار
پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی‌تحلیلی است. رویکرد پژوهش، رویکرد ترکیبی و با استراتژی متوالی (کمّی – کیفی – کمّی) است. جامعۀ آماری پژوهش، متخصصین معماری و مدیریت بحران و بازسازی پس از سانحه به تعداد 30 نمونه و شهروندان شهر بندر گز به تعداد 270 نمونه می‌باشند. روش نمونه‌گیری به‌کاررفته در این پژوهش، تصادفی ساده بوده است. داده‌های موردنیاز از طریق پرسش‌نامه‌ای با ساختار طیف لیکرت جمع‌آوری گردید. اعتبار محتوایی پرسش‌نامه با استفاده از روش دلفی و از طریق تأیید اساتید و متخصصان حوزه‌های معماری، شهرسازی و مدیریت بحران احراز گردید. به‌منظور اطمینان از پایایی ابزار سنجش، ضریب پایایی برای تمامی معیارهای بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران، می‌بایست بزرگ‌تر از 6/0 باشد که این امر محقق گردید. تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده نیز با بهره‌گیری از آمار توصیفی و استنباطی، شامل آزمون‌های تحلیل عاملی، رگرسیون و همبستگی پیرسون، و با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد (جدول شماره 2). 
 تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز از طریق آمارهای توصیفی و استنباطی به‌صورت آزمون‌های تحلیل عاملی و پیرسون با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 28، Lisrel نسخه 8/8 انجام شد. 

یافته‌ها

یافته‌های توصیفی

باتوجه‌به محدودیت‌های طبیعی طرح توسعه و عدم ارائه طرح هادی در سال‌های متمادی که باعث عدم پیوستگی شهر و همچنین بی‌نظمی ساختار شهر شد، مدیریت بحران در این شهر بپیوست به فراموشی سپرده شد. باتوجه‌به دور بودن شهر بندر گز از گسل، مخاطره زلزله در رده دوم اهمیت قرار می‌گیرد، اما محدودیت‌های طبیعی و انسان نهاد باعث حساسیت این شهر نسبت به مخاطره سیل بوده است. همچنین وجود حریم‌های تأسیساتی چون برق فشارقوی، خط لوله گاز و راه‌آهن که از میان شهر می‌گذرد ازلحاظ مخاطره سیل شهر را با مشکل روبه‌رو می‌سازد. همچنین وجود رودخانه‌ها در داخل شهر و شیب کم زمین سیل‌خیزی شهر را افزایش می‌دهد.
طبق مشاهدات میدانی و گفت‌وگو با ساکنین شهر بندر گز، فقر، بیکاری، مهاجرپذیری، مسائلی مانند ناامنی و رواج آسیب‌های اجتماعی و فضاهای بی‌دفاع و جرم‌خیز، درهم‌تنیدگی بافت، ناپایداری و کیفیت پایین مسکن، نفوذناپذیری، ناهمواری معابر و خاک بودن بخش قابل‌توجهی از معابر، ضعف روشنایی معابر، ضعف خدمات زیرساختی همچون آب آشامیدنی، نبود سیستم فاضلاب، آب‌گرفتگی معابر، غیربهداشتی بودن فضاهای عمومی، کمبود امکانات بهداشتی- درمانی، کیفیت پایین حمل‌ونقل عمومی، کمبود خدمات آموزشی، ورزشی، تفریحی، فرهنگی، اداری، انتظامی، تجاری، فضای سبز و غیره مهم‌ترین مشکلات ساکنین بندر گز می‌باشد.



عواملی که مدیریت بحران را در شهر بندر گز محدود می‌سازد: خط راه‌آهن که از میانه شهر می‌گذرد، بزرگراه‌ساری تهران که از منتهی‌الیه جنوبی شهر عبور می‌کند، عبور تأسیسات زیربنایی برق فشارقوی و خطوط سراسری گاز که از جنوب به شمال شهر با فاصله تقریبی 500 متر قرار دارند، ناهمگونی بافت کالبدی شهر، ساختمان‌های متروکه‌ درون شهر و زمین‌های بایر درون بافت شهر هستند. 
یافته‌ها حاکی از آن است که موانع و محدودیت‌های توسعه در شهر بندر گز مدیریت بحران را در این شهر با محدودیت عملکرد و کارایی مواجه کرده است. بنابراین لازم است  در طرح توسعه آتی شهر، این محدودیت‌ها را به‌خصوص در ابعاد کالبدی رفع نمود تا خطر سیل را که در این شهر بیشترین مخاطره را دارد، به حداقل خسارت برساند. وقوع سیل در سال 1401 باوجوداینکه خسارت عمده‌ای درپی نداشت اما زنگ خطری برای سازمان مدیریت بحران بود. بنابراین در این تحقیق بر خود لازم می‌دانیم تا با بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل، به بازبینی عوامل کالبدی مدیریت بحران پرداخته و با شناخت معیارهای آن در جهت تقویت آن گام برداریم.
از طرفی موقعیت استراتژیک شهر بندر گز و عبور خط ترانزیت و همچنین خطوط فشارقوی برق و خط لوله سراسری گاز از موانع جدی و پر چالش مخاطره سیل در این منطقه به شمار می‌آید (تصویر شماره 6). 



یافته‌های تحلیلی
پرسش‌نامه مذکور بین یک نمونه آماری تصادفی به تعداد 30 نمونه در میان متخصصین حوزه معماری و مدیریت بحران و برنامه‌ریزی شهری و بازسازی پس از سانحه توزیع گردید. اطلاعات و آمار توصیفی شامل ویژگی‌های فردی پاسخگویان در جدول شماره 5 ارائه گردیده است.



جهت تأیید ابعاد و مؤلفه‌های امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران، از پرسش‌نامه‌ دلفی استفاده‌شده که این پرسش‌نامه با 3 گزینه «گویه ضروری است»، «گویه مفید است ولی ضروری نیست» و «گویه ضرورتی ندارد» نمره‌گذاری شده است.
پس از توافق بر سر معیارهای ارزیابی، تعیین یک آستانه مشخص برای انتخاب مؤلفه‌های بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران ضروری است. در پژوهش‌های پیشین، محققانی نظیر الکساندر و همکاران، پیشنهاد داده‌اند که دوسوم یا 67 درصد از امتیازات تخصیص‌یافته توسط خبرگان به معیارها به‌عنوان مبنایی برای انتخاب آن‌ها در نظر گرفته شود. در این پژوهش خاص، دامنه امتیازات خبرگان بین 5/1 (حداقل) و 5/8 (حداکثر) بوده است. با محاسبه دوسوم فاصله بین این دو نقطه، مقدار 2/6 به دست می‌آید. براین‌اساس، حد امتیاز قابل‌قبول برای انتخاب مؤلفه‌ها در این مطالعه، 2/6 در نظر گرفته شده است. درنهایت تمامی شاخص‌های زیر به‌عنوان شاخص‌های کالبدی مؤثر بر احساس امنیت در بازسازی محلات شهری پس از سانحه  انتخاب شدند (جدول شماره 6).



مدل ساختاری (SEM) ضریب پیوستگی
برای تعیین میزان تأثیر مؤلفه‌های بررسی معیارهای کالبدی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران بر روی یکدیگر از مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد که تصویر شماره 2، نوع تأثیرات این  مؤلفه‌ها را بر یکدیگر نشان می‌دهد. بر روی هریک از نشانگرها عدد پیوستگی مؤلفه‌ها باهم مشخص‌شده است. در مورد مؤلفه‌های عوامل کالبدی مؤثر بر امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران (نظم محیطی، بهداشت محیط شهری، انطباق با محیط‌زیست، تسهیلات، تنوع کالبدی-فعالیتی، دسترسی و نفوذپذیری) رابطه معنادار و پیوستگی بین داده‌ها در سطح 99 درصد و پیوستگی بسیار قوی است و این پیوستگی از نوع مثبت و تأثیر مستقیم است. مقدار آماره RMSEA برای نمودار فوق 001/0 است که زیر 05/0 درصد است و نیکویی برازش مدل را نشان‌ می‌دهد. مقدار 05/0>P و معناداری مدل را در سطح 99 درصد تأیید می‌کند (تصویر شماره 7).



در ادامه به تحلیل همبستگی پیرسون بین مؤلفه‌های کالبدی مدیریت شهری و کاهش مخاطره سیل پرداخته می‌شود. بین همه‌ مؤلفه‌های کالبدی مدیریت بحران و کاهش مخاطره سیل رابطه مثبت و مستقیم  در سطح 99 درصد وجود دارد (جدول شماره 7).



با استفاده از نتایج آزمون پیرسون و میزان متغیر r در جدول شماره 7، اولویت‌بندی معیارهای موردنظر تحقیق براساس آزمون پیرسون ازنظر متخصصین که عبارت‌اند از :
1. نظم محیطی (**731/0)، 2. تسهیلات (**722/0)، 3. کیفیت مسکن (701/0)، 4.دسترسی و نفوذپذیری (625/0)، 5. بهداشت محیط شهری (619/0)، 6. تنوع کالبدی-فعالیتی (591/0)، 7. انطباق با محیط‌زیست (511/0). 

بحث
تجربه‌ قرن‌ها نشان داده که تمدن‌ها در حاشیه رودخانه‌ها و دریا و منابع آبی شکل‌گرفته و ازآنجا به نقاط دیگر گسترش ‌یافته است. تمدن کاملاً گره‌خورده به آب است، معیارهای مکان‌یابی شهرهای ساحلی برای توسعه شهرها و ساخت مسکن، براساس محورهای زیست‌محیطی، معیارهای اجتماعی و اقتصادی، کالبدی و فضایی و سایر معیارهای قانونی و فنی ازجمله پهنه‌های خطر، زنجیره ارزش و ویژگی منابع پایه برای تولید است. همچنین مواردی ازقبیل فیزیوگرافی مناسب زمین، تأمین منابع آب و زیرساخت‌های اتصال به شبکه‌های پایه، حمل‌ونقل، مجاورت با فعالیت پایه کنونی نظیر صنعت، کشاورزی و خدمات، امکان استحصال از منابع طبیعی، عدم تعارض با مخاطرات طبیعی و انسان‌ساخت، امکان کاهش هزینه تأمین زمین و همخوانی با عرصه‌های طبیعی هست. 
به‌طورکلی، می‌توان استنباط نمود که تفویض مسئولیت‌های معین به یک نهاد مدیریتی مشخص در زمان وقوع سیل، علاوه‌بر ایجاد یک ساختار مدیریتی واحد و منسجم، به افزایش پایداری شهری از طریق تقویت تاب‌آوری در برابر سوانح منجر می‌گردد. ازاین‌رو، انسجام و یکپارچگی بیشتر در واگذاری و انجام وظایف مدیریت بحران و همچنین بازسازی پس از سانحه توسط شهرداری‌ها و سازمان مدیریت بحران در نواحی و محلات شهری، زمینه را برای اعمال مدیریت هماهنگ و مؤثرتر در سطوح مختلف سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرای امور مدیریتی، فضایی-کالبدی و کاهش خطر سیل فراهم می‌سازد. این امر به‌نوبه‌خود، احساس امنیت ساکنان شهرهای بندری را ارتقا داده و احتمال خسارات جانی و مالی ناشی از سیل را کاهش می‌دهد؛ درنتیجه ساکنان تمایل بیشتری برای حضور و فعالیت در شهر خواهند داشت که این خود مؤید گسترش تاب‌آوری شهر بندرگز است.
درمقابل، فقدان یک سازمان مدیریتی منسجم در امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی، به ناهماهنگی بین سازمان‌های متولی منجر شده و احتمال بروز مخاطرات را افزایش می‌دهد. مدیریت بحران و سوانح در سطح مناطق، نواحی و محلات شهری با مشکل مواجه شده است، زیرا متولی مدیریتی مشخصی برای آن‌ها وجود ندارد و سازمان‌های متعدد با تداخل وظایف در این حوزه‌ها مداخله می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان از یک نظام مدیریت شهری غیریکپارچه انتظار داشت که در این زمینه‌ها اثربخشی مطلوبی داشته باشد.
براین‌اساس، به‌منظور تحقق پایداری و کاهش مخاطرات ناشی از سیل در شهر بندرگز، ضروری است که برای هریک از ابعاد و شاخص‌های عوامل امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران، شامل شاخص‌های عملکردی، زیست‌محیطی، اجتماعی و ادراک محیط، وظایف مشخصی تعریف شده و انجام این وظایف براساس ماهیت آن‌ها و مطابق با اصول یکپارچگی و هماهنگی به سازمان‌های معینی واگذار گردد. چنین رویکردی را می‌توان به‌عنوان پیش‌شرطی برای مدیریت بحران موفق و ارتقای پایداری شهری و کاهش آسیب‌پذیری در برابر سوانحی نظیر سیل تلقی نمود.
نتایج این تحقیق  براساس مقایسه با پیشینه‌های تحقیق همسو با نتایج و نظرات رضایی و نوذر در سال 1402 است که پیاده‌سازی الگوی طراحی‌شده در سه بُعد «بازیابی, پی‌جویی نهایی و اقدامات پس از رویداد» در حوادث ناشی از بحران سیل را موجب استقرار نظم و امنیت می‌داند و موجب موفقیت مدیریت بحران است؛ در تحقیق حاضر نیز عوامل کالبدی همچون نظم محیطی را بر کاهش خطرات ناشی از سیل مؤثر می‌داند.
نتایج تحقیق با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی همسو با نتایج عزیزی و همکاران در سال 1400 است که شاخص‌های نظم محیطی، کیفیت مسکن، بهداشت محیط شهری، انطباق با محیط‌زیست، تسهیلات، تنوع کالبدی-فعالیت، دسترسی و نفوذپذیری را از عوامل کالبدی کاهش آسیب‌پذیری مخاطره سیل و موفقیت مدیریت بحران می‌داند.
همچنین نتایج تحقیق همسو با نتایج تحقیق حیدری‌فر و همکاران در سال 1399 است که بین عوامل کالبدی مدیریت بحران و کاهش مخاطره سیل در شهر بندر گز رابطه وجود دارد. 
در تحلیل روابط همبستگی پیرسون با استفاده از پرسش‌نامه متخصصین و باتوجه‌به مدل اندازه‌گیری همبستگی به بررسی همبستگی شاخص کاهش مخاطرات سیل با مؤلفه‌های کالبدی بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران پرداخته شد و مشخص شد همه‌ مؤلفه‌های تحقیق به کاهش اثرات و آسیب‌پذیری سیل در شهر بندر گز منجر می‌شود و این روابط معنادار و از نوع مستقیم است. 

نتیجه‌گیری
یافته‌ها حاکی از آن است که موانع و محدودیت‌های توسعه در شهر بندر گز مدیریت بحران را در این شهر با محدودیت عملکرد و کارایی مواجه کرده است. بنابراین لازم است در طرح توسعه آتی شهر، این محدودیت‌ها را به‌خصوص در ابعاد کالبدی رفع نمود تا خطر سیل را که در این شهر بیشترین مخاطره را دارد، به حداقل خسارت برساند. وقوع سیل در سال 1401 باوجوداینکه خسارت عمده‌ای درپی نداشت اما زنگ خطری برای سازمان مدیریت بحران بود. بنابراین در این تحقیق بر خود لازم می‌دانیم تا با بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل، به بازبینی عوامل کالبدی مدیریت بحران پرداخته و با شناخت معیارهای آن در جهت تقویت آن گام برداریم
درنهایت با بررسی عوامل کالبدی مدیریت بحران سیل در شهر بندر گز، این پژوهش نشان می‌دهد واگذاری وظایف مشخص به یک مرجع مدیریتی واحد در هنگام وقوع سیل، ضمن ایجاد انسجام در مدیریت، به افزایش تاب‌آوری شهری و کاهش خسارات جانی و مالی منجر می‌شود. یافته‌ها حاکی از آن است که فقدان یک سازمان مدیریتی منسجم در ابعاد مختلف شهری، هماهنگی بین سازمان‌ها را مختل کرده و مدیریت بحران در سطح محلی را با مشکل مواجه می‌سازد. براین‌اساس، برای دستیابی به پایداری و کاهش مخاطرات سیل در بندر گز، ضروری است وظایف مشخصی در ابعاد عملکردی، زیست‌محیطی، اجتماعی و ادراک محیط تعریف و براساس اصول یکپارچگی به سازمان‌های مربوطه واگذار شود. نتایج این تحقیق با پژوهش‌های پیشین همسو بوده و بر اهمیت نظم محیطی، کیفیت مسکن، بهداشت محیط، انطباق با محیط‌زیست، تسهیلات، تنوع کالبدی-فعالیت و دسترسی در کاهش آسیب‌پذیری و موفقیت مدیریت بحران تأکید دارد. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می‌کند در طرح‌های توسعه آتی شهر بندر گز، محدودیت‌های موجود در ابعاد کالبدی رفع شده و با بازبینی مدیریت بحران و تقویت معیارهای کالبدی، آمادگی شهر در برابر خطر سیل ارتقا یابد (تصویر شماره 8). 



پیشنهادها
برای تدوین راهبردها و سیاست‌ها باید از تطابق نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید اقدام به تدوین استراتژی‌ها کرد تا در طرح توسعه آتی شهر بندر گز مورداستفاده قرار گیرد. البته به‌علت گستردگی مؤلفه‌های کالبدی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران در 7 بعد نظم محیطی، کیفیت مسکن، بهداشت محیط شهری، انطباق با محیط‌زیست، تسهیلات، تنوع کالبدی-فعالیتی، دسترسی و نفوذپذیری  باید از هر 4 نوع استراتژی تهاجمی، انطباقی، تدافعی و رقابتی استفاده کرد (جدول شماره 8). 



ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

مقاله بر روی نمونه‌های انسانی و حیوانی انجام نشده است. براین‌اساس نیاز به کد اخلاق نبود و تمام قوانین اخلاق در پژوهش رعایت شده است.

حامی مالی
این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.




 
References
Abdollahzadeh, G., & Sharifzadeh, M. S. (2024). [Social integration of immigrants in the business environment (Persian)]. Journal of Entrepreneurship Research (JER), 3(3), 73-86. [DOI:10.22034/jer.2024.2030400.1124]
Ahmadi, H., Rafieian, M., & Owrang, M. (2018). [An introduction to post-disaster reconstruction and the requirements for improving the quality of the residential environment (Persian)]. Paper presented at the 3rd International Conference on Civil Engineering.
Ahmadi, A., & Manoochehri, S. (2020). [Assessing the Status and Analysis of Factors Affecting the Desirability of Crisis Management of Environmental Hazards in Ghaenat City (Persian)]. Spatial Planning, 10(2), 23-56. [DOI:10.22108/SPPL.2020.117853.1398] 
Anabestani, A. A., Javanshir, M., & Haghpana, H. (2020). Comparative Analysis of the Effects of Resettlement Patterns After Natural Hazards on the Quality of Rural Life (Case Study: The 1997 Zirkuh Earthquake). Geography and Environmental Hazards, 9(2), 35-41. [Link]
Asgari, A. (2018). [Developing an appropriate strategy for crisis management in District 12 of Tehran Municipality (Persian)] [MA thesis]. Eslamshahr: Islamic Azad University Islamshahr Branch.
Aysan, Y., & Davis, I. (2006). Rehabilitation and reconstruction. Disaster Management Center, Oxford Polytechnic. 
Azizi, E., Mostafazadeh, R., Hezbavi, Z., Esmaeli Ouri, A., & Mizaei, S. (2021). Introducing Flood Vulnerability Index (FVI) as a Tool in Flood Crisis Management. Knowledge of Prevention and Crisis Management, 11(2), 158-165. [Link] 
Campbell, S. (1996). Green cities, growing cities, just cities? Urban planning and the contradictions of sustainable development. Journal of the American Planning Association,  62(3), 296-312. [DOI:10.1080/01944369608975696]
Davidson, S. (2011). A Review of the IFRC-led Shelter Cluster Haiti 2010. Geneva: International Federation of Red Cross and Red Crescent Societies. [Link]
Davis, I. (2012). What is the vision for sheltering and housing in Haiti? Summary Observations of Reconstruction Progress following the Haiti Earthquake of January 12th 2010. [Link]
Eamaeilnezad, M., Karimi, S., & Khabazi, S. (2019). [Synergism and Spatial Zoning of Natural Hazards (Case Study: South Khorasan Province) (Persian)]. Physical Geography Quarterly, 44(12), 99-118. [Link]
Fainstein, S. S. (2003). Planning and the Just City. In V. Campbell & S. S. Fainstein (Eds.), Readings in Planning Theory. New Jersey: Wiley-Blackwell. [Link]
Fotouhi, S., & Kiani, S. (2015). [Micro-Zoning of Urban Flood Risk Using the Analytical Hierarchy Process Model: A Case Study of Nahavand City (Persian)]. Journal of Environmental Planning and Management, 29(8), 152. [Link]
Fallahi, A. (2012). [Various Approaches to Post-Disaster Housing Reconstruction: From Birth to Maturity (Persian)]. Soffeh, 21(2), 125-136. [Link]
Fujita, K. (2009). Urban justice and Sustainability. Local Environment, 14(5). [DOI:10.1080/13549830902903641]
Gholami, Gh., Sarvar, R., & Tavakkolan, A. (2023). [Evaluation and Spatial Assessment of Sustainable Urban Development with Healthy City Approach in Tehran Metropolis (Persian)]. Geographical Research Quarterly, 3(38), 401-410. [Link]
Gorgani, M., & Rahimbakhsh, H. (2004). [Post-disaster reconstruction policies and their impact on urban physical structure (Persian)]. Journal of Housing and Rural Environment.
Gilbert, A., & Chakraborty, J. (2011). Using geographically weighted regression for environmental justice analysis: Cumulative cancer risks from air toxics in Florida. Social Science Research, 273- 286. [DOI:10.1016/j.ssresearch.2010.08.006]
Harvey, D. (1979). On planning the ideology of planning. In R. A. Burchell & G. Sternlieb (Eds.), Planning theory in the 1980s: A search for future directions (pp. 213–233). Center for Urban Policy Research, Rutgers University. [Link]
Heidari Far, M. R., Soleimani Rad, E., & Hosseini Siahgoli, M. (2020). [Investigating the role of natural hazards and crisis management in land use planning: A case study of Kermanshah Province (Persian)]. Quarterly Journal of Sustainable Urban and Regional Development Studies, 1(1), 55–76. [Link]
Hellegers, S., (2021), Justice and Mobilities in the Netherlands [MA Thesis]. Nijmegen: Radboud University. [Link]
Hosseini Zahmatkesh, R. S., Vaziri, M., & Yaghouti, I. (2021). Investigating the Civil Responsibility of the Government in Compensating Damages of Natural Hazards and the Role of Crisis Management in Reducing It (Case Study: Flood). Iranian Journal of Medical Law, 15(3), 621-630. [Link]
Iveson, K. (2011). Social or Spatial justice? Marcuse and Soja, on the right to the city. City, 15(2). [DOI:10.1080/13604813.2011.568723]
Kanaani, O. (2021). Investigating the Relationship Between Empowerment and Citizens’ Participation in Increasing Urban Resilience and Reducing Vulnerability Caused by Earthquakes. Civil Engineering, Architecture and Urban Development Conference, 3(1), 115-125.
Kasser, J. E. (2019). Systems Engineering: A Systemic and Systematic Methodology for Solving Complex Problems. London: CRC Press. [DOI:10.1201/9780429425936]
Maleki, K., Masoudi Asl, B., Taghipour, A. A., Nastarani, S., & Maleki, Y. (2025). The Trend of Urban Development and Distribution of Vital Land Uses, Accommodation and Sensitive Centers in the Flood Zone from the Perspective of Passive Defense and Crisis Management (Case Study: Ravansar City). Journal of Geography and Land Space Engineering, 9(2). [DOI:10.22034/jget.2024.441312.1540] 
Maleki, M. H., Pahkideh, E., Maleki, I., & Maleki, Y. (2023). [An Analysis of the Threat Network and Flood Hazard Cycle in Land Use Vulnerability with an Approach to Passive Defense and Urban Resilience (Case Study: Ravansar City) (Persian)]. Geography and Environmental Studies, 12(45), 52-67. [Link]
Mersal, A. (2016). Eco city Challenge and opportunities in transferring a city in to green city. Procedia Environmental Sciences, 37(2017), 22 - 33. [DOI:10.1016/j.proenv.2017.03.010]
Modiri, A., & Ashrafi Zanjani, A. (2014). [Revitalizing Collective Memories in Post-Natural and Other Disasters Reconstruction Based on Identity and Place (Persian)]. Housing and Rural Environment Magazine, 33(145), 45-62. [Link]
Moghimi, E. (2015). Natural hazards and risk management. University of Tehran Press
Navidi Majd, F., Andalib, A., & Majidi, H. (2020). [Evaluation and Analysis of the Effects of Post-Disaster Reconstruction Elements on the Physical-Spatial Dimension of Cities (Case Study: Manjil City) (Persian)]. Amayesh-e Mohit, 12(46), 199-217. [Link]
Norozi, S., & Javan Forouzandeh, A. (2021). [Analyzing the aspects of participation concept in the process of public space design (Persian)]. Motaleate Shahri, 10(38), 49-62. [Link]
Rezaie, A., & Saremi Nozar, N. A. (2023). [Strategic management model of policing after natural disasters (with an emphasis on floods) (Persian)]. Police Management Studies Quarterly, 18(2), 47–74. [Link]
Rowland, J. R. (1995). Urban planning and management in the aftermath of disasters. Hoboken: Wiley. 
Sanatkhah., A. (2025). [Factors Affecting the Participation of Non-governmental Organizations in flood Crisis Management in Iran: A Qualitative Study (Persian)]. Disaster Prevention and Management Knowledge, 14(4):478-495. [DOI:10.32598/DMKP.14.4.874.1]
Sandercock, L. (2010). Towards Cosmopolis: Planning for Multicultural Cities. Hoboken: Wiley. [Link]
Shamaee, A., & Pourahmad, A. (2005). [Urban improvement and renewal from the perspective of geography (Persian)]. University of Tehran Press.
United Nations Office for Disaster Risk Reduction. (2015). Sendai framework for disaster risk reduction 2015–2030. In Proceedings of the 3rd United Nations World Conference on Disaster Risk Reduction, Sendai, Japan. United Nations. [Link]
Walker, J. F. &  Alexander, D. (2014). The Post-Disaster Phase of Transitional Settlement: A Perspective from Typhoon Yolanda (Haiyan) In Eastern Philippines. IRDR Special Report 2014-01. London: UCL Institute for Risk and Disaster Reduction. [Link]
Wang, Z. Y. (2010). [The basic structure and challenge of Chinese natural disaster emergency management system (Chinese)]. Emergency Management China, 10, 22–24.
Wisner, B., & Adams, J. (2002). Environmental health in emergencies and disasters: A practical guide. Geneva: World Health Organization (WHO). [Link]
Yahyaei, H., & Kamyabi, S. (2017). [Geographical Management of Populations Affected by Flood and Earthquake (Case Study: Sorkheh County) (Persian)]. GIS (Geographic Information System in Planning), 27(8), 1-12.
Yari, H., & Hezarjaribi, J. (2012). [Investigating the Relationship between Sense of Security and Social Trust among Citizens (Case Study: Residents of Kermanshah City) (Persian)]. Strategic Research on Social Issues of Iran, 1(4), 39-58. [Link]
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1403/11/24 | پذیرش: 1404/3/5 | انتشار الکترونیک: 1404/7/9

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی دانش پیشگیری و مدیریت بحران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

Designed & Developed by : Yektaweb