Kazemi M, Dehghanpour-Farashah A. A Conceptual Framework for Built Environment Hazards Governance in the Metropolis of Tehran: A Mixed-methods Approach. Disaster Prev. Manag. Know. 2026; 16 (2) :294-343
URL:
http://dpmk.ir/article-1-790-fa.html
کاظمی محمدرضا، دهقانپور فراشاه افسانه. چارچوب مفهومی حکمرانی مخاطرات کالبدی در کلانشهر تهران: یک رویکرد آمیخته. دانش پیشگیری و مدیریت بحران. 1405; 16 (2) :294-343
URL: http://dpmk.ir/article-1-790-fa.html
1- گروه آیندهپژوهی، دانشکده حکمرانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده: (1307 مشاهده)
زمینه و هدف کژکارکردی ساختاری نظامهای سنتی مدیریت مخاطرات در مواجهه با پیچیدگیهای کلانشهرها، ضرورت گذار به پارادایمهای نوین حکمرانی را آشکار ساخته است. پژوهشهای پیشین، ضمن آسیبشناسی وضع موجود، بر لزوم اتخاذ رویکردهای یکپارچه و مشارکتی تأکید کردهاند، اما کمتر پژوهشی به طراحی یک مدل ساختاری و عملیاتی که بتواند اصول حکمرانی را در زمینه مخاطرات کالبدی شهر تهران پیادهسازی کند، پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش، پر کردن این شکاف از طریق طراحی و ارائه یک «چارچوب مفهومی» برای حکمرانی مخاطرات کالبدی است که بر رویکردی همافزا و چندسطحی استوار باشد.
روش این پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از راهبرد «پژوهش طراحی»، یک فرایند دومرحلهای را برای تدوین مدل به کار گرفته است. در مرحله اول، با استفاده از روش فراترکیب توماس و هاردن و براساس مرور نظاممند ادبیات، یازده عامل کلیدی یک نظام حکمرانی مطلوب استخراج گردید. در مرحله دوم، این عوامل بهمنزله ورودی برای روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) مورد استفاده قرار گرفتند تا با تکیه بر نظر خبرگان، روابط درونی و ساختار سلسلهمراتبی میان آنها مشخص شود.
یافته ها یافتههای مرحله فراترکیب منجر به شناسایی ۱۱ عامل کلیدی ازجمله «اصول حکمرانی خوب»، «ساختار شبکهای»، «اقتصاد ایمنی» و «فرهنگسازی و مسئولیت اجتماعی» شد. تحلیل مدلسازی ساختاری تفسیری نشان داد این عوامل در یک مدل سلسلهمراتبی چندسطحی قرار میگیرند. عواملی چون «اصول حکمرانی خوب» و «حاکمیت قانون» بهمنزله «پیشرانهای بنیادین» در پایینترین سطح و عواملی مانند «استانداردهای تابآوری کالبدی» و «ساختار فرماندهی و عملیات» بهمنزله «اهداف نهایی» در بالاترین سطح مدل قرار دارند. تلفیق این یافتهها منجر به ارائه یک چارچوب مفهومی نهایی شد که از یک سطح فراگیر (خطمشیگذاری)، سه سطح مداخله (پیشگیری، اقدام، نظارت) و دو لایه توانمندساز بینسطحی (اقتصاد ایمنی و مسئولیتهای اجتماعی) تشکیل شده است.
نتیجه گیری چارچوب مفهومی ارائهشده، با تکیه بر یک روششناسی علمی و ساختارمند، پاسخی نوآورانه به چالش پراکندگی و کژکارکردی ساختاری نظام سنتی مدیریت مخاطرات است. این چارچوب با تعریف دقیق بازیگران، سطوح و روابط، بهمنزله نقشه راه عملیاتی برای گذار به سمت حکمرانی یکپارچه، پیشفعال و مشارکتی، میتواند مبنایی برای اصلاح خطمشیها و ساختارهای نهادی در حوزه ایمنی کالبدی شهر تهران قرار گیرد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/4/30 | پذیرش: 1404/9/5 | انتشار الکترونیک: 1405/6/28