پیام خود را بنویسید
دوره 16، شماره 2 - ( تابستان 1405 )                   جلد 16 شماره 2 صفحات 449-418 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Ghaemi S, Bagheritehrani M. Designing Support Spaces for Residential Complexes: An Earthquake Scenario for Tehran, Iran (Case Study: Venus Residential Complex in District 22). Disaster Prev. Manag. Know. 2026; 16 (2) :418-449
URL: http://dpmk.ir/article-1-789-fa.html
قائمی شهریار، باقری طهرانی مرتضی. طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در زلزله احتمالی شهر تهران، موردمطالعه: مجتمع مسکونی ونوس در منطقه ۲۲. دانش پیشگیری و مدیریت بحران. 1405; 16 (2) :418-449

URL: http://dpmk.ir/article-1-789-fa.html


1- گروه بازسازی پس از سانحه، واحد علوم و فناوری پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس، تهران، ایران.
2- گروه معماری، واحد علوم و فناوری پردیس، دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 11529 kb]   (36 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (864 مشاهده)
متن کامل:   (30 مشاهده)
مقدمه
در دهه‌های اخیر، جهان شاهد افزایش فراوانی و شدت بلایای طبیعی و انسان‌ساخت بوده است. تغییرات اقلیمی، شهرنشینی شتابان و تمرکز روزافزون جمعیت و سرمایه در مراکز شهری، جوامع را بیش از هر زمان دیگری در برابر این مخاطرات آسیب‌پذیر ساخته است. این آسیب‌پذیری فزاینده، لزوم اتخاذ رویکردهای جامعی همچون پدافند غیرعامل را برای کاهش مخاطرات و افزایش تاب‌آوری جوامع در برابر تهدیدات، بیش‌ازپیش ضروری می‌سازد. دراین‌میان، زلزله به‌دلیل ماهیت ناگهانی و قدرت تخریب گسترده، یکی از هولناک‌ترین تهدیدات برای سکونت‌گاه‌های انسانی محسوب می‌شود. ایران به‌دلیل قرارگیری در یکی از فعال‌ترین کمربندهای لرزه‌خیز جهان، همواره با این پدیده دست‌وپنجه نرم کرده است و تجارب تلخ زلزله‌های گذشته، گواهی بر این واقعیت است (حبیبی، 1399).
در چشم‌انداز ملی، کلان‌شهر تهران به‌عنوان پایتخت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور، یک کانون بحرانی با پتانسیل فاجعه در ابعاد ملی و حتی بین‌المللی است. وجود گسل‌های متعدد و فعال در حریم و داخل شهر، مانند گسل شمال تهران، گسل ری و گسل مشا-فشم، بافت‌های فرسوده گسترده، تراکم جمعیت بسیار بالا و تمرکز زیرساخت‌های حیاتی، سناریوی وقوع یک زلزله بزرگ در تهران را به دغدغه‌ای راهبردی برای مدیران و متخصصان تبدیل کرده است (زنگی‌آبادی و همکاران، 1391: 102)
در دهه‌های اخیر، الگوی توسعه شهری به سمت بلندمرتبه‌سازی سوق یافته است. این مناطق با وجود برج‌های مسکونی متعدد و رو به‌ افزایش، چالشی دوچندان را در مدیریت بحران زلزله پیش‌رو دارد. تجربه زلزله‌های گذشته در ایران و جهان نشان داده است حتی در صورت پایداری سازه‌ای ساختمان‌های بلند، مشکلات ناشی از آسیب به عناصر غیرسازه‌ای، قطع شریان‌های حیاتی (آب، برق، گاز) و مهم‌تر از همه، سردرگمی و عدم آمادگی ساکنان، می‌تواند به بحرانی ثانویه و تشدید تلفات انسانی و خسارات مالی منجر شود (هادی و همکاران، 1400).
در چشم‌انداز ملی، کلان‌شهر تهران به‌عنوان پایتخت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور، یک کانون بحرانی با پتانسیل فاجعه در ابعاد ملی و حتی بین‌المللی است. وجود گسل‌های متعدد و فعال در حریم و داخل شهر، بافت‌های فرسوده گسترده، تراکم جمعیت بسیار بالا و تمرکز زیرساخت‌های حیاتی، سناریوی وقوع یک زلزله بزرگ در تهران را به دغدغه‌ای راهبردی برای مدیران و متخصصان تبدیل کرده است (زنگی‌آبادی و همکاران، 1391). در چنین چشم‌انداز پرمخاطره‌ای، رویکرد پدافند غیرعامل به‌عنوان مجموعه‌ای از اقدامات غیرمسلحانه که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب‌پذیری و تداوم فعالیت‌های ضروری می‌شود، نقشی حیاتی ایفا می‌کند. در پاسخ به این تهدید، الگوی توسعه شهری در مناطق جدیدتر مانند منطقه 22، به سمت بلندمرتبه‌سازی و ایجاد مجتمع‌های مسکونی متراکم حرکت کرده است. این رویکرد، پاسخی به نیاز روزافزون به مسکن بوده، اما چالش‌های جدید و پیچیده‌ای را در حوزه مدیریت بحران ایجاد نموده است. ساختمان‌های بلند به‌دلیل تعداد زیاد ساکنان، پیچیدگی سیستم‌های تاسیساتی، محدودیت در راه‌های گریز و دشواری امدادرسانی عمودی، در زمان وقوع زلزله به تله‌های بالقوه تبدیل می‌شوند (حیدری، 1397). این چالش در بافت شهری تهران که احتمال مسدود شدن شریان‌های ارتباطی در آن بسیار بالاست، اهمیت راهکارهای خودکفایی در مقیاس ساختمان را دوچندان می‌کند.
در چنین شرایطی، اتکا به الگوهای سنتی مدیریت بحران که مبتنی بر امدادرسانی از بیرون به درون مناطق آسیب‌دیده است، به‌دلیل احتمال بالای مسدود شدن شریان‌های ارتباطی، ناکارآمد خواهد بود. تأخیر در رسیدن نیروهای امدادی در «ساعات طلایی» پس از وقوع زلزله، اهمیت راهکارهای «خودامداد» و «دگرامداد» در مقیاس خرد و محلی را دوچندان می‌کند. ازاین‌رو، تمرکز بر افزایش تاب‌آوری در سطح خود مجتمع‌های مسکونی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. این پژوهش بر این ایده استوار است که می‌توان با طراحی فضاهایی مشخص تحت عنوان «فضای پشتیبان مدیریت بحران» در مقیاس خود مجتمع مسکونی، یک حلقه واسط حیاتی بین سطح کلان مدیریت بحران شهری و سطح خرد (خانوار) ایجاد کرد. این فضاها که با رویکردی چندعملکردی و مبتنی بر اصول پدافند غیرعامل طراحی می‌شوند، می‌توانند در 72 ساعت اولیه پس از بحران، نقش پناهگاه موقت، مرکز فرماندهی محلی، انبار تجهیزات ضروری و نقطه تجمیع و سازماندهی ساکنین را ایفا کرده و از این طریق، آسیب‌پذیری ساکنان مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه را در برابر زلزله احتمالی تهران به شکل چشمگیری کاهش دهند.
مسئله اصلی این پژوهش، فقدان یک الگوی مشخص و استاندارد برای طراحی فضاهای پشتیبان در مقیاس مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه است. این فضاها باید بتوانند در شرایط بحرانی، کارکردهای حیاتی نظیر پناهگیری امن، دسترسی به کمک‌های اولیه، آب و غذای اضطراری، ارتباطات و مدیریت اطلاعات ساکنین را تا زمان برقراری مجدد خدمات شهری و رسیدن نیروهای امدادی فراهم آورند. اگر این فضاها به‌درستی مکان‌یابی، طراحی و تجهیز نشوند، یا در اثر زلزله آسیب ببینند، نه‌تنها کارایی خود را از دست می‌دهند، بلکه می‌توانند با ایجاد امید کاذب، به یک «بحران ثانویه» در مدیریت سانحه دامن بزنند. بنابراین، این تحقیق در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که «مؤلفه‌ها، معیارها و ضوابط طراحی یک فضای پشتیبان کارآمد، تاب‌آور و چندمنظوره برای مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه در برابر زلزله احتمالی تهران چیست؟»

هدف اصلی
تبین چارچوب طراحی یک فضای پشتیبان کارآمد، تاب‌آور و چندمنظوره برای مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه در برابر زلزله احتمالی تهران است. بنابراین باتوجه‌به مسائل و مشکلات و اهداف یادشده، این تحقیق به دنبال طراحی یک فضای پشتیبان کارآمد، تاب‌آور و چندمنظوره برای مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه در برابر زلزله احتمالی تهران می‌باشد.

سؤالات 
«شاخص‌های طراحی یک فضای پشتیبان کارآمد، تاب‌آور در برابر زلزله کدام‌ها هستند؟»
«چه عواملی بر طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در زلزله احتمالی شهر تهران، تأثیرگذارند؟»
در سال‌های اخیر محققان داخلی و خارجی فراوانی، تحقیقاتی پیرامون طراحی فضای پشتیبان در زمان بحران، انجام دادند، در جدول شماره 1 تعدادی از این مطالعات به اختصار آورده شده است. 


پیشینه موجود نشان می‌دهد تحقیقات یا بر مقیاس کلان (شهر و منطقه) متمرکز بوده‌اند یا به‌صورت کلی به مفاهیم تاب‌آوری و آمادگی پرداخته‌اند. شکاف اصلی، فقدان یک چارچوب طراحی معماری و فضایی مدون برای ایجاد یک «هسته تاب‌آوری» در داخل خود مجتمع‌های مسکونی است. پژوهش حاضر قصد دارد با ارائه یک الگوی عملی و قابل‌اجرا برای «طراحی فضای پشتیبان»، این شکاف را پر نماید.
وجه تمایز اصلی و نوآوری این تحقیق در سه جنبه است: اول، تغییر مقیاس تحلیل از شهر به ساختمان و تمرکز بر یک واحد عملیاتی مشخص (مجتمع مسکونی). دوم، ارائه یک راهکار طراحی‌محور و ایجابی به‌جای یک تحلیل صرفاً توصیفی یا آسیب‌شناسانه. این پژوهش به دنبال تولید «دانش طراحی» است. سوم و مهم‌تر از همه، یکپارچه‌سازی ابعاد کالبدی و اجتماعی تاب‌آوری در قالب یک «مفهوم فضایی» واحد به نام «فضای پشتیبان»، درحالی‌که تحقیقات قبلی این دو بعد را به‌صورت مجزا بررسی کرده‌اند، این تحقیق فضای پشتیبان را به‌عنوان یک «سخت‌افزار» ضروری معرفی می‌کند که «نرم‌افزار» تاب‌آوری اجتماعی (سازماندهی، آموزش و همکاری) را ممکن و پایدار می‌سازد.

مبانی نظری 
نظریه‌ها و رویکردها

مبانی نظری این پژوهش بر ترکیبی از نظریات کلاسیک و رویکردهای نوین در حوزه‌های مدیریت بحران، معماری و علوم اجتماعی استوار است که در ادامه به تفصیل تشریح می‌شوند.

مجتمع‌های مسکونی
مجتمع‌های مسکونی را می‌توان شامل تعدادی بلوک ساختمانی در نظر گرفت که می‌تواند شامل گونه‌های مختلف مسکن (تک خانواری، آپارتمان‌های کوتاه و بلندمرتبه باشد). در این مجتمع‌ها، بلوک‌های آپارتمانی در یک قطعه زمین و براساس طرحی ازپیش اندیشیده‌شده قرار می‌گیرند. بلوک‌ها می‌توانند در اشکال مختلفی با یکدیگر ترکیب شوند و فضای باز در ارتباطی معنی‌دار با ساختمان‌ها قرار گیرد. از خصوصیات دیگر مجتمع‌های مسکونی می‌توان به حریم و محدوده مشخص و تفکیک‌شده آن‌ها از بافت پیرامون شهری اشاره کرد که در برخی موارد می‌توان آن‌ها را به‌صورت جزیره‌های کالبدی - اجتماعی در شهر مشخص گرداند. (عزیزی، 1386) باتوجه‌به تمایل انسان برای زندگی اجتماعی، سکونت‌گاه‌های جمعی شکل گرفتند.

بحران و مدیریت بحران سوانح طبیعی
اختلال جدی در عملکرد یک جامعه است که خسارت‌های انسانی، مادی و زیست‌محیطی فراوانی را موج می‌شود، به‌طوری‌که بیشتر از توانایی جامعه آسیب‌دیده است تا بتواند صرفاً با استفاده از منابع داخلی خود، این خسارت‌ها را جبران نماید. گاهی اوقات اصطلاح بحران برای شرح و توصیف یک وضعیت ناگهانی دهشتناک همچون زلزله است که طی آن الگوهای رایج زندگی (اکوسیستم) منهدم شده و مداخلات اضطراری برای نجات و حفظ حیات انسانی و یا محیط‌زیست الهامی می‌گیرد؛ لذا می‌توان چنین گفت حوادثی که در اثر رخدادها و عملکردهای طبیعی و انسانی به‌طور ناگهانی به وجود می‌آیند و آسیبی را به یک مجموعه یا جوامع انسانی تحمیل می‌کنند و مرتفع کردن آن نیازمند اقدامات و عملیات فوق‌العاده است، بحران اطلاق می‌شود. (بدری، 1384؛ علیرضایی و شکیب، 1398).
رابطه بین توسعه یک منطقه و سوانح طبیعی در نمودار (تصویر شماره 1) به‌خوبی تشریح شده است.

در این تصویر خط نقطه چین در مسیر توسعه مورد انتظار نشاندهنده اهدافی است که در توسعه بلندمدت موردانتظار برنامه‌ریزان است. خط ضخیم یکپارچه (خط سیر نزولی) نحوه توسعه ای را نشان می‌دهد تحت تأثیر سانحه طبیعی قرار گرفته است. بنابراین، اثرات سانحه می‌تواند با تأکید بر تلاش‌های مدیریت خطر سانحه کاهش یابد. بهبود حاصل‌شده از طریق مدیریت خطر سانحه (خط بهبودیافته) با خط ممتد نازکی نشان داده شده است که بیانگر کاهش سطوح خسارت و طول دوره بازسازی از طریق کنترل خطر (مانند تخفیف و خطر مالی (مانند بیمه، وجوه سانحه) موردانتظار است.
به عقیده صاحب‌نظران، مدیریت بحران سانحه هدف و میدان دید گسترده ای از اقدامات برنامه‌ریزی از قبیل پیشگیری، هشدار، امداد و نجات و کمک اضطراری، توان‌بخشی و بازسازی مناطق آسیب‌دیده از سوانح طبیعی را دربر می‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر، مدیریت خطر سانحه بایستی با به‌کارگیری اقدامات ساختاری و غیر ساختاری به کاهش عناصر متعدد آسیب‌پذیری در معرض بودن و حساسیت جوامع) به‌عنوان بخشی از استراتژی یکپارچه توسعه پایدار از طریق هزینه- فایده اقدامات توجه می‌کند؛ دیویس معتقد است پایداری هر جامعه بر روی توانایی‌های مدیریت خطر اتخاذ شده در آن بستگی دارد. باتوجه‌به این مسئله در بحث های ارتباط توسعه پایدار با کاهش خطر سوانح طبیعی، چرخه مدیریت سانحه به‌عنوان یک اصل مطرح می‌شود. چرخه مدیریت سانحه (تصویر شماره 2).

یک مدل هنجاری برای مداخلات برنامه‌ریزی مناسب در مراحل متوالی (دائمی) در زمانی است که وقوع سوانح درحال آشکار شدن است و هدف آن نشان دادن این است که اثرات سوانح می‌تواند به‌وسیله پیشگیری اولیه و اقدامات آمادگی کاهش یابند (که این دو مرحله با توسعه مرتبط است)، درحالی‌که پاسخ انسان‌دوستانه به دنبال بروز یک سانحه با اقداماتی از قبیل فعالیت‌های نوسازی و بازسازی سعی در کاهش پیامدهای ناشی از بروز سوانح دارد.

پدافند غیرعامل
 به کلیه اقدامات و تدابیری که به‌کارگیری آن‌ها مستلزم استفاده از سلاح نبوده و موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب‌پذیری، تداوم فعالیت‌های ضروری کشور، ارتقای پایداری ملی و افزایش هزینه‌های دشمن و تسهیل مدیریت بحران در برابر تهدیدات و اقدامات نظامی دشمن می‌گردد (تصویر شماره 3) (جدیدی، 1395).

اقدامات پدافند غیرعامل در بخش طراحی شهری و معماری در دو بخش برنامه‌ریزی و معماری صورت می‌گیرد. توجه به جایگاه معماری در طراحی مجتمع مسکونی به کاهش آسیب‌پذیری در هنگام وقوع حادثه و کاربری مناسب بعد از وقوع حادثه منجر می‌گردد، در بخش تمهیدات شهرسازی می‌توان این موارد را خلاصه نمود: کاهش آسیب‌پذیری مردم دربرابر تهدیدات، تأمین کارکردهای چندمنظوره شهری، تأمین قابلیت مدیریت بحران شهرها در شرایط بحران، تضمین تداوم کارکردهای ضروری مردم در شرایط بحران، احتراز وجود عملکردهای پر خطر در شهر (مقررات ملی ساختمان (2012)) اصول کلیدی این رویکرد که مستقیماً در طراحی فضای پشتیبان به کار گرفته می‌شوند عبارت‌اند از:

مکان‌یابی
 انتخاب امن‌ترین بخش ساختمان ازنظر سازه‌ای و دسترسی برای استقرار فضای پشتیبان.

استحکام‌بخشی
 مقاوم‌سازی ویژه دیواره‌ها، سقف و درب‌های فضای پشتیبان در برابر ضربه و حریق.

پراکندگی
 توزیع تجهیزات حیاتی (مانند جعبه‌های کمک‌های اولیه) در نقاط مختلف علاوه‌بر تمرکز اصلی در فضای پشتیبان، برای جلوگیری از نابودی همه منابع در یک نقطه.

چندعملکردی
 همان‌طورکه پیش‌تر ذکر شد، طراحی فضا برای استفاده در شرایط عادی و بحران که هم بهره‌وری فضا را بالا می‌برد و هم از حساسیت‌زایی آن جلوگیری می‌کند.

کوچک‌سازی
 ایجاد فضاهای امن کوچک‌تر علاوه‌بر فضای پشتیبان اصلی (مانند اتاق‌های امن در واحدها) به‌عنوان یک راهکار مکمل.

معماری دفاعی
 با بررسی دو مفهوم پدافند غیرعامل و معماری، می‌توان این‌گونه برداشت کرد که معماری دفاعی عبارت است از کلیه اقداماتی که با استفاده از عناصر فضایی در راستای اصول دفاع غیرعامل انجام می‌گردد که نتیجه آن حفظ و بقای فعالیت و یا جان افراد در برابر تهدیدات می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر معماری دفاعی ابزاری است که بدون استفاده از انسان جهت مدیریت مستقیم ابزارآلات در هنگام جنگ به حفظ جان افراد منجر می‌شود. مهم‌ترین ویژگی معماری دفاعی استفاده از قابلیت‌های معماری و شهرسازی جهت تحقق امر دفاع غیرعامل است. (زارع و نصر، 1395)

طراحی فضاهای پشتیبان مجتمع‌های مسکونی
 تهدیداتی که ما در پدافند غیرعامل برای مجتمع‌های مسکونی در نظر می‌گیریم بلایای طبیعی و اکولوژیک که مسبب خرابی‌های شهری می‌باشد که باتوجه‌‌به این تهدید فضاهای لازم را برای فضاهای پشتیبان مجتمع‌های مسکونی در نظر گرفته می‌شود (احمدی؛ 1398). فضاهای طراحی‌شده برای مجتمع‌های مسکونی باید بتوانند در زمان تهدید و بحران، افراد ساکن در مجتمع‌های مسکونی را در مقابل بلایای طبیعی مستقیم و غیرمستقیم حاصل از آن حفظ نماید و آسیب‌ها و تلفات جانی را به حداقل برساند. احتمال فروریزش و تخریب قسمت پشتیبانی مجتمع‌های مسکونی باید بسیار کم باشد تا برابر خطرات احتمالی در آن به ‌راحتی مورد تهدید واقع نشوند و با آرامش خاطر بیشتر از آن استفاده کرد.

نظریات و رویکردها
نظریه تاب‌آوری

تاب‌آوری که ریشه در علم اکولوژی (هولینگ، 1973) دارد، به ظرفیت یک سیستم برای جذب اختلال و سازماندهی مجدد برای حفظ کارکرد، ساختار و هویت اصلی خود اشاره دارد. این مفهوم در مطالعات بلایا، از تمرکز صرف بر «مقاومت» در برابر خطر، به سمت توانایی «بازگشت» و حتی «رشد و تحول» پس از وقوع فاجعه تکامل یافته است (مانیِنا، 2006). در زمینه این پژوهش، تاب‌آوری یک مجتمع مسکونی دارای ابعاد زیر است:

تاب‌آوری کالبدی
 به استحکام سازه، ایمنی عناصر غیرسازه‌ای، تداوم کارکرد شریان‌های حیاتی داخلی (مانند مخازن آب اضطراری) و وجود فضاهای امن اشاره دارد. «فضای پشتیبان» هسته مرکزی این بعد از تاب‌آوری است.

تاب‌آوری اجتماعی
 به ظرفیت ساکنان برای کنش جمعی و حمایت متقابل در شرایط بحران اشاره دارد. مؤلفه‌هایی چون سرمایه اجتماعی، اعتماد، شبکه‌های ارتباطی، رهبری محلی و دانش بومی در این بخش قرار می‌گیرند (کاتر و همکاران، 2008). فضای پشتیبان به‌عنوان یک مکان برای تعامل و سازماندهی، این بعد را تقویت می‌کند.

تاب‌آوری نهادی 
 به وجود قوانین، دستورالعمل‌ها و ساختارهای مدیریتی مشخص در سطح مجتمع برای واکنش به بحران (مانند تیم مدیریت بحران ساختمان) اشاره دارد. فضای پشتیبان، مرکز فرماندهی (EOC) این ساختار نهادی در مقیاس خرد خواهد بود.

تاب‌آوری اقتصادی
 به توانایی ساکنان برای به حداقل رساندن خسارات مالی و بازیابی سریع معیشت اشاره دارد. حفاظت از اسناد و دارایی‌های مهم در فضای پشتیبان می‌تواند به این بعد کمک کند.
این تحقیق، برای تحقق «فضای پشتیبان» تمام این ابعاد تاب‌آوری را در نظر می‌گیرد.

نظریه مکان‌سازی و طراحی چندعملکردی
یک «فضا» حجم فیزیکی تعریف‌شده است، اما یک «مکان» فضایی است که با خاطرات، معانی و تعاملات انسانی غنی شده است (توآن، 1977). اگر فضای پشتیبان تنها یک پناهگاه بتنی متروک باشد که سال‌ها درب آن بسته است، در زمان بحران به فضایی بیگانه و اضطراب‌آور تبدیل می‌شود. نظریه مکان‌سازی حکم می‌کند که این فضا باید در زندگی روزمره ساکنان ادغام شود. این امر از طریق طراحی چندعملکردی محقق می‌شود؛ برای‌مثال، فضای پشتیبان می‌تواند در شرایط عادی به‌عنوان سالن اجتماعات، کتابخانه، فضای بازی سرپوشیده کودکان یا کارگاه استفاده شود. این کاربری دوگانه با مزایای زیر همراه است:

آشنایی و تعلق خاطر
 ساکنان فضا را می‌شناسند و به آن حس تعلق دارند.

نگهداری مستمر
 استفاده روزمره باعث می‌شود فضا و تجهیزات آن به‌طور مداوم بازبینی و نگهداری شوند.

توجیه اقتصادی
 اختصاص بخشی از مشاعات به فضایی که کاربرد روزمره دارد، از نظر اقتصادی برای سازندگان و مالکان توجیه‌پذیرتر است.
بر اساس مبانی نظری تشریح‌شده، چارچوب ارزیابی و طراحی فضای پشتیبان در چهار دسته اصلی به صورتی که در جدول شماره 2 مشاهده می‌شود، قابل‌تدوین است:



محدودیت‌ها و نقاط قوت و ضعف تحقیقات پیشین
تحقیقات گذشته در پایه‌گذاری اهمیت موضوع مدیریت بحران در مقیاس شهری بسیار موفق بوده‌اند. آن‌ها توانسته‌اند با استفاده از مدل‌های کمی و سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS)، مناطق پرخطر و آسیب‌پذیر را به‌خوبی شناسایی کنند (علوی و همکاران، 1397). همچنین، پژوهش‌های کیفی و پیمایشی به‌درستی بر اهمیت ابعاد اجتماعی و انسانی بحران، مانند نقش اعتماد و مشارکت، تأکید کرده‌اند و نشان داده‌اند راهکارهای صرفاً فنی کافی نیستند (قاسمی و همکاران، 1402). این تحقیقات، زمینه را برای درک ضرورت حرکت به سمت راهکارهای جامعه‌محور فراهم کرده‌اند.
باوجوداین نقاط قوت، ادبیات موجود دارای چند ضعف عمده است. اول، همان‌طور که ذکر شد، یک «سوگیری مقیاس کلان» در اکثر تحقیقات وجود دارد که باعث غفلت از مقیاس معماری و ساختمان شده است. دوم، تحقیقات عمدتاً «آسیب‌شناسانه» و «تحلیلی» هستند و کمتر به ارائه «راهکارهای ایجابی و طراحی‌محور» پرداخته‌اند. آن‌ها مشکل را به‌خوبی توصیف می‌کنند اما الگوی مشخصی برای حل آن در مقیاس خرد ارائه نمی‌دهند. سوم، یک گسست مشهود بین تحلیل‌های «کالبدی» و «اجتماعی» وجود دارد. متخصصان فنی بر سازه و زیرساخت تمرکز کرده و متخصصان علوم اجتماعی بر رفتار انسان، درحالی‌که راهکار مؤثر در نقطه تلاقی این دو حوزه قرار دارد. نهایتاً، تقریباً هیچ‌یک از تحقیقات به ارائه یک چک‌لیست یا مجموعه‌ای مدون از «شاخص‌های طراحی» که یک معمار یا سازنده بتواند مستقیماً از آن برای خلق یک فضای پشتیبان کارآمد استفاده کند، نپرداخته‌اند.

روش
محدوده موردمطالعه

محدوده مورد مطالعه این پژوهش، منطقه 22 شهرداری تهران است که در شمال غربی این کلان‌شهر واقع شده است. این منطقه که جدیدترین منطقه شهری تهران محسوب می‌شود، در سال‌های اخیر به کانون اصلی توسعه بلندمرتبه‌سازی و احداث مجتمع‌های مسکونی مدرن تبدیل شده است. ویژگی‌های خاص این منطقه، آن را به یک نمونه مطالعاتی بسیار مهم برای موضوع تحقیق تبدیل کرده است:
از منظر لرزه‌خیزی، این منطقه در نزدیکی و حریم گسل بزرگ و فعال شمال تهران قرار دارد. این گسل یکی از اصلی‌ترین سرچشمه‌های خطر لرزه‌ای برای پایتخت محسوب می‌شود و نزدیکی کانون بلندمرتبه‌سازی شهر به این منبع خطر، آسیب‌پذیری منطقه 22 را به شدت افزایش می‌دهد. بنابراین، ارزیابی و طراحی فضاهای امن در این محدوده، یک اولویت راهبردی در راستای کاهش ریسک زلزله تهران است
وجود برج‌های مسکونی متعدد، جمعیت زیادی را در قطعات زمین محدود جای داده است که این امر چالش‌های منحصربه‌فردی را برای تخلیه اضطراری و امدادرسانی در زمان زلزله ایجاد می‌کند. با اینکه معابر اصلی منطقه عریض طراحی شده‌اند، اما تمرکز بالای مراکز تجاری، تفریحی و اداری (مانند ایران‌مال و دریاچه چیتگر) باعث ایجاد ترافیک سنگین در شرایط عادی می‌شود که این وضعیت در زمان بحران می‌تواند به قفل شدن کامل شبکه دسترسی و تأخیر فاجعه‌بار در امدادرسانی منجر شود. همچنین براساس مطالعات و مشاهدات میدانی، بسیاری از محلات این منطقه، از جمله محله پیرامون مجتمع ونوس، با وجود ظاهر مدرن، از فقر تعاملات اجتماعی و فقدان هویت منسجم محله‌ای رنج می‌برند. این «گمنامی اجتماعی» یک ریسک فاکتور بزرگ در مدیریت بحران است، زیرا تاب‌آوری جامعه‌محور بر پایه اعتماد و همکاری همسایگان استوار است. درنهایت وجود فضاهای باز و تعریف‌نشده در میان برج‌ها، پتانسیلی است که می‌توان از آن برای ساماندهی نقاط امن و پشتیبانی استفاده کرد، اما در حال حاضر این فضاها عمدتاً ناکارآمد و رهاشده هستند.
در این بستر، مجتمع مسکونی ونوس به‌عنوان نمونه موردی مشخص انتخاب گردید. این مجتمع با دارا بودن چندین بلوک بلندمرتبه، نماینده مناسبی از الگوی سکونتی غالب در منطقه 22 است و مسائل و چالش‌های ذکرشده در آن به‌وضوح قابل‌مشاهده است (تصویر شماره 4).


داده و روش کار
پژوهش حاضر براساس هدف کاربردی و براساس ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. رویکرد پژوهش، رویکرد ترکیبی و با استراتژی متوالی (کمّی–کیفی) است. ازنظر ماهیت و شیوه اجرا، این تحقیق از نوع توصیفی–تحلیلی است؛ به این معنا که ابتدا به توصیف و شناخت دقیق ویژگی‌های کالبدی، اجتماعی و مدیریتی در محدوده موردمطالعه و در میان جامعه آماری پرداخته و سپس با تحلیل روابط بین متغیرهای مختلف (مانند ویژگی‌های کالبدی و نیازهای ایمنی ساکنان)، به تبیین و ارائه راهکار می‌پردازد. جامعه آماری پژوهش، متخصصین معماری و مدیریت بحران و بازسازی پس از سانحه به تعداد 30 نمونه می‌باشند. روش نمونه‌گیری به‌کاررفته در این پژوهش، تصادفی ساده بوده است. جهت صحت‌سنجی نتایج، از دو معیار اصلی روایی و پایایی استفاده شد. روایی محتوایی پرسش‌نامه از طریق روش دلفی و کسب نظر از اساتید و متخصصان برجسته حوزه‌های معماری، شهرسازی و مدیریت بحران تأیید گردید تا اطمینان حاصل شود که سؤالات دقیقاً همان مفاهیم موردنظر پژوهش را می‌سنجند. برای سنجش پایایی یا قابلیت اعتماد ابزار، از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. 
همان‌طورکه در جدول شماره 3 نشان داده شده است، ضریب پایایی برای تمامی ابعاد تحقیق بزرگ‌تر از 0/7 به دست آمد (که از حداقل مقدار قابل‌قبول 0/6 بالاتر است)، که این امر نشان‌دهنده همبستگی درونی بالای سؤالات و پایداری ابزار سنجش است.


داده‌های موردنیاز از طریق پرسش‌نامه‌ای با ساختار طیف لیکرت جمع‌آوری گردید. اعتبار محتوایی پرسش‌نامه با استفاده از روش دلفی و از طریق تأیید اساتید و متخصصان حوزه‌های معماری، شهرسازی و مدیریت بحران احراز گردید. به‌منظور اطمینان از پایایی ابزار سنجش، ضریب پایایی برای تمامی معیارهای تحقیق، می‌بایست بزرگ‌تر از 0/6 باشد که این امر محقق گردید. تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده نیز با بهره‌گیری از آمار توصیفی و استنباطی، شامل آزمون‌های تحلیل عاملی، رگرسیون و همبستگی پیرسون، و با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد (جدول شماره 3). 
تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز از طریق آمارهای توصیفی و استنباطی به‌صورت آزمون‌های تحلیل عاملی و پیرسون با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS انجام شد. 

یافته‌ها
یافته‌های توصیفی

منطقه 22 تهران به‌عنوان قطب برج‌سازی مدرن، میزبان مجتمع‌های مسکونی متراکمی همچون «مجتمع ونوس» است. ارزیابی این مجتمع‌ها از منظر آمادگی برای شرایط بحرانی، ترکیبی از توانمندی‌ها و چالش‌های قابل‌توجهی را آشکار می‌سازد. ازیک‌سو، نقاط قوت کالبدی این مجتمع‌ها که شامل سازه نوساز و منطبق بر آیین‌نامه‌های جدید زلزله (مانند آیین‌نامه 2800) و دسترسی به شریان‌های حیاتی و بزرگراهی می‌شود، یک بستر فیزیکی مقاوم و قابل‌دسترس برای عملیات‌های امدادی فراهم می‌کند. این توانمندی با وجود ساختار مدیریتی منسجم مانند هیئت مدیره و تیم حراست تکمیل می‌شود که پتانسیل لازم برای سازماندهی و اجرای برنامه‌های ایمنی را در اختیار دارند.
بااین‌حال، این نقاط قوت با ضعف‌های ساختاری مهمی روبه‌رو هستند. مهم‌ترین ضعف کالبدی این مجتمع‌ها، تراکم بالای جمعیت در یک فضای عمودی محدود و وابستگی شدید به تأسیسات مرکزی مانند آسانسور، پمپ آب و برق اضطراری است. این وابستگی، مجتمع را در زمان قطع زیرساخت‌های شهری به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند و تخلیه اضطراری جمعیت زیاد از طریق راه‌پله‌ها و خروجی‌های محدود، یک چالش مدیریتی بزرگ محسوب می‌شود. از منظر مدیریتی نیز ضعف اصلی، فقدان یک «برنامه جامع و مدون برای مدیریت بحران» است. در اکثر این مجتمع‌ها، سناریوهای مشخصی برای واکنش به زلزله یا آتش‌سوزی تعریف نشده و مانورهای آموزشی برای ساکنین جهت افزایش آمادگی و آشنایی با فضاهای پشتیبان برگزار نمی‌گردد.
در بعد اجتماعی، یک دوگانگی قابل‌تأمل وجود دارد. حضور اقشار تحصیل‌کرده و هم‌سطح، فرصتی برای ایجاد انسجام و مشارکت اجتماعی در شرایط بحران است؛ اما این پتانسیل تحت‌الشعاع فرهنگ فردگرایی و احساس عدم تعلق به مکان در زندگی آپارتمانی مدرن قرار گرفته است. این ضعف اجتماعی می‌تواند فرایند سازماندهی ساکنین و استفاده بهینه از فضاهای پشتیبان مشترک را با مشکل مواجه کند، زیرا همبستگی و اعتماد متقابل، لازمه اصلی یک واکنش اجتماعی موفق در برابر بحران است. فضاهای بی‌دفاع و کم‌تردد در محوطه نیز می‌توانند در شرایط عادی یا بحرانی به نقاط جرم‌خیز و ناامن تبدیل شوند.
این ضعف‌ها در مواجهه با تهدیدهای محیطی و انسانی تشدید می‌شوند. بزرگ‌ترین تهدید برای منطقه 22، خطر بالای وقوع زلزله به‌دلیل نزدیکی به گسل‌های فعال شمال تهران است. همچنین، ریسک آتش‌سوزی در برج‌های بلندمرتبه و دشواری عملیات نجات و اطفای حریق، تهدیدی جدی برای جان ساکنین محسوب می‌شود. در زمان وقوع یک بحران بزرگ، وابستگی مجتمع به شریان‌های اصلی که خود نقطه قوت محسوب می‌شد، به‌دلیل هجوم جمعیت و احتمال انسداد مسیرها، به یک تهدید و گلوگاه تبدیل خواهد شد و عملاً دسترسی امدادی را مختل می‌کند.
باوجوداین چالش‌ها، فرصت‌های ارزشمندی برای ارتقای انعطاف‌پذیری و کارایی این مجتمع‌ها به‌عنوان فضاهای پشتیبان وجود دارد. استفاده از فضاهای باز و محوطه‌های وسیع برای جانمایی تجهیزات اولیه بحران (مانند چادر و انبار اقلام ضروری) و تجهیز پارکینگ‌ها و فضاهای مشاع برای اسکان موقت، یک راهکار عملی است. در بعد مدیریتی، عقد قرارداد با سازمان‌های متخصص مانند هلال احمر و آتش‌نشانی جهت تدوین طرح واکنش اضطراری و آموزش ساکنین، می‌تواند ضعف فقدان برنامه را به‌طور کامل برطرف کند. همچنین، بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند برای هشدار سریع و کنترل تأسیسات، یک فرصت استراتژیک است.
درنهایت، برای تحقق موضع این تحقیق، یعنی تبدیل مجتمع‌های مسکونی منطقه 22 به فضاهایی امن و پشتیبان در زمان بحران، باید یک گذار از رویکرد انفعالی به یک رویکرد فعال و برنامه‌ریزی‌شده صورت گیرد. این امر مستلزم آن است که مدیریت مجتمع با استفاده از فرصت‌ها، فضاهای کالبدی را انعطاف‌پذیر طراحی کرده و برای کاربری‌های چندمنظوره در شرایط اضطراری آماده سازد. تقویت سرمایه اجتماعی از طریق برنامه‌های مشترک و تدوین یک نقشه راه مدیریتی شفاف و تمرین‌شده، می‌تواند ضعف‌های موجود را پوشش داده و مجتمع ونوس و نمونه‌های مشابه آن را از یک مجموعه ساختمانی صرف، به یک اجتماع مقاوم و آماده در برابر بحران تبدیل کند.

یافته‌های تحلیلی
پرسش‌نامه مذکور بین یک نمونه آماری تصادفی به تعداد 30 نمونه در میان متخصصین حوزه معماری و مدیریت بحران توزیع گردید. اطلاعات و آمار توصیفی شامل ویژگی‌های فردی پاسخگویان در جدول شماره 4 ارائه گردیده است.


جهت تأیید ابعاد و مؤلفه‌های طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در زلزله احتمالی شهر تهران، از پرسش‌نامه‌ دلفی استفاده‌شده که این پرسش‌نامه با 3 گزینه «گویه ضروری است»، «گویه مفید است ولی ضروری نیست» و «گویه ضرورتی ندارد» نمره‌گذاری شده است.
پس از توافق بر سر معیارهای ارزیابی، تعیین یک آستانه مشخص برای انتخاب مؤلفه‌های بررسی امکان‌سنجی مخاطره سیل و بازبینی مدیریت بحران ضروری است. در پژوهش‌های پیشین، محققانی نظیر الکساندر و همکاران، پیشنهاد داده‌اند دوسوم یا 67 درصد از امتیازات تخصیص‌یافته توسط خبرگان به معیارها، به‌عنوان مبنایی برای انتخاب آن‌ها در نظر گرفته شود. در این پژوهش خاص، دامنه امتیازات خبرگان بین 1/5 (حداقل) و 8/5 (حداکثر) بوده است. با محاسبه دوسوم فاصله بین این دو نقطه، مقدار 6/2 به دست می‌آید. براین‌اساس، حد امتیاز قابل‌قبول برای انتخاب مؤلفه‌ها در این مطالعه، 6/2 در نظر گرفته شده است. درنهایت تمامی شاخص‌های زیر به‌عنوان معیارهای طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در زلزله احتمالی شهر تهران انتخاب شدند (جدول شماره 5).



مدل ساختاری (SEM) ضریب پیوستگی
برای تعیین میزان تأثیر مؤلفه‌های بررسی معیارهای طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی  و تاب‌آوری در برابر زلزله روی از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد که تصویر شماره 5، نوع تأثیرات این مؤلفه‌ها را بر یکدیگر نشان می‌دهد.

بر روی هریک از نشانگرها عدد پیوستگی مؤلفه‌ها باهم مشخص‌شده است. در مورد معیارهای طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در زلزله احتمالی شهر تهران (تاب‌آوری کالبدی، تاب‌آوری عملکردی، تاب‌آوری اجتماعی ، انعطاف‌پذیری) رابطه معنادار و پیوستگی بین داده‌ها در سطح 99 درصد و پیوستگی بسیار قوی است و  این پیوستگی از نوع مثبت و تأثیر مستقیم  است. مقدار آماره RMSEA برای نمودار فوق 0/001 است که زیر 0/05 درصد است و نیکویی برازش مدل را نشان‌ می‌دهد. مقدار 0/05>P و معناداری مدل را در سطح 99 درصد تأیید می‌کند
در ادامه به تحلیل همبستگی پیرسون بین مؤلفه‌های طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی و تاب‌آوری در برابر  زلزله احتمالی شهر تهران پرداخته می‌شود. بین همه‌ مؤلفه‌های تحقیق و تاب‌آوری و کاهش مخاطره زلزله رابطه مثبت و مستقیم  در سطح 99 درصد وجود دارد (جدول شماره 6).


با استفاده از نتایج آزمون پیرسون و میزان متغیر r در جدول شماره 6؛ اولویت‌بندی معیارهای موردنظر تحقیق براساس آزمون پیرسون ازنظر متخصصین که عبارت‌اند از :
انعطاف‌پذیری(0/731)، 2- عملکردی(0/722)،3- (0/701)، 4-تاب‌آوری کالبدی(0/625)، 5- تاب‌آوری اجتماعی(0/619).

بحث
این پژوهش در راستای تبیین چارچوب طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در برابر زلزله احتمالی تهران، به نتایج کمی و کیفی مشخصی دست یافت. نتایج کمی پژوهش نشان داد از دیدگاه متخصصان، انعطاف‌پذیری (با ضریب همبستگی 0/731=r) و تاب‌آوری عملکردی (0/722=r) دارای بالاترین اولویت و بیشترین تأثیر در موفقیت یک فضای پشتیبان هستند. این یافته نشان می‌دهد پذیرش اجتماعی و توجیه اقتصادی طرح (از طریق کاربری چندمنظوره) و تأمین نیازهای حیاتی اولیه، پیش‌شرط‌های اساسی برای کارآمدی چنین فضایی محسوب می‌شوند. مدل معادلات ساختاری نیز با شاخص نیکویی برازش (RMSEA) برابر با 0/001، ارتباط مثبت و معنادار تمامی ابعاد چهارگانه (کالبدی، عملکردی، اجتماعی و انعطاف‌پذیری) با افزایش تاب‌آوری کل را به‌صورت آماری تأیید کرد.
مهم‌ترین نتیجه کیفی و مفهومی پژوهش، ضرورت گذار پارادایمیک از مفهوم سنتی «پناهگاه بحران» به الگوی نوین «هسته تاب‌آوری چندمنظوره» است. برخلاف پناهگاهی که فضایی مرده و بلااستفاده در زمان عادی است، هسته تاب‌آوری باید در تاروپود زندگی روزمره ساکنین تنیده شود و از طریق کاربری‌های مستمر مانند سالن ورزش، فضای بازی یا سالن اجتماعات، توجیه وجودی خود را در زمان حال بیابد. این رویکرد دوگانه، هم پذیرش طرح توسط ساکنین را تضمین می‌کند و هم نگهداری و آمادگی دائمی فضا را ممکن می‌سازد. درنهایت، این تحقیق با ارائه یک چارچوب طراحی عملیاتی و اعتبارسنجی‌شده، دانش معماری را به ابزاری کارآمد برای کاهش آسیب‌پذیری و ارتقای ظرفیت خودامدادی در برابر زلزله احتمالی تهران بدل می‌سازد
نتایج این پژوهش، رابطه‌ای دوگانه و تکمیلی با ادبیات موجود برقرار می‌کند؛ ازیک‌سو بر مبانی پیشین استوار است و ازسوی‌دیگر، با پر کردن یک شکاف مشخص، آن را به پیش می‌راند. یافته‌های تحقیق، ضمن تأیید و تعمیق مبانی نظری پیشین، به‌ویژه در انطباق با یافته‌های قاسمی و همکاران (1402) و عالم و قائم مقامی (1403)، بر این گزاره صحه می‌گذارد که تاب‌آوری اجتماعی و برنامه‌های جامعه‌محور نیازمند یک زیرساخت فیزیکی برای تحقق و پایداری هستند؛ «فضای پشتیبان» دقیقاً همان بستر کالبدی است. همچنین، تأکید بر انعطاف‌پذیری چندجانبه، هم‌راستا با دیدگاه محمد بهزادپور و همکاران (1401)، این اصل را به‌عنوان یک استراتژی کلیدی در طراحی برای بحران تثبیت می‌کند. با این حال، تمایز بنیادین و نقطه عزیمت این پژوهش در تغییر مقیاس تحلیل است؛ درحالی‌که عمده ادبیات پیشین، نظیر کارهای شریفی و همکاران (1401) و علوی و همکاران (1397)، به مکان‌یابی پایگاه‌های پشتیبانی در مقیاس کلان شهری و منطقه‌ای معطوف بود، پژوهش حاضر با جسارت، لنز تحلیل را بر روی مقیاس خرد «معماری و مجتمع مسکونی» متمرکز کرده و خلأ راهبردی میان برنامه‌ریزی شهری و آمادگی خانوار را هدف قرار می‌دهد. نوآوری اصلی تحقیق، در ارائه یک پارادایم طراحی ایجابی به‌جای رویکردهای تحلیلی صرف و مهم‌تر از آن، در یکپارچه‌سازی ابعاد کالبدی و اجتماعی در یک مفهوم فضایی واحد است. این تحقیق «فضای پشتیبان» را نه به‌عنوان یک سازه فیزیکی مجزا، بلکه به مثابه یک اکوسیستم کالبدی-اجتماعی معرفی می‌کند که در آن، سخت‌افزار (فضا و تجهیزات) و نرم‌افزار (سازماندهی و تعاملات انسانی) به‌طور هم‌افزا عمل کرده و یکدیگر را تقویت می‌کند.

پیشنهادها
مهیاکردن بستر حیاتی و تاکتیکی مناسب برای اقدامات پیشگیری، آمادگی و واکنش در بحران‌های مختلف به‌ویژه زلزله، امری ضروری است. استفاده چندمنظوره از فضاهای موجود سبب صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌گردد. ازاین‌رو، پیشنهادهای کاربردی زیر که مبتنی بر یافته‌های تحقیق هستند، برای طراحی و اجرای فضاهای پشتیبان در مجتمع‌های مسکونی ارائه می‌شود (جدول شماره 7).



نتیجه‌گیری
این پژوهش با هدف تبیین چارچوب طراحی فضای پشتیبان برای مجتمع‌های مسکونی در برابر زلزله احتمالی تهران انجام شد. یافته‌ها نشان داد که چارچوب پیشنهادی بر چهار بعد تاب‌آوری کالبدی، عملکردی، اجتماعی و انعطاف‌پذیری استوار است و 16 شاخص پیشنهادی در فرآیند دلفی تأیید شدند. نتایج آزمون پیرسون نشان داد که انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری عملکردی بیشترین میزان همبستگی را با تاب‌آوری کل دارند. بر این اساس، فضای پشتیبان باید علاوه بر پاسخ‌گویی به نیازهای اضطراری، در شرایط عادی نیز دارای کاربری چندمنظوره باشد. ازاین‌رو، مفهوم «هسته تاب‌آوری چندمنظوره» می‌تواند مبنایی برای طراحی فضاهای پشتیبان در مجتمع‌های مسکونی مشابه قرار گیرد.

ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

تمام اصول اخلاقی در این مطالعه رعایت شد. از آنجایی که این تحقیق شامل هیچ آزمایشی روی نمونه‌های انسانی یا حیوانی نبود، نیازی به کد تأیید اخلاق نبود.

حامی مالی
این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
نویسندگان ازتمامی متخصصانی که با مشارکت در فرآیند گردآوری و اعتبارسنجی داده‌های پژوهش در این مطالعه همکاری داشته‌اند، سپاس‌گزاری می‌کنند.



References
Ahmadi, A. (2019). [Principles of designing support spaces for residential complexes in passive defense] [MA Thesis]. Tehran: University of Tehran [Unpublished].
Alam, S., & Ghaem Maghami, L. (2024). A framework for community-based seismic preparedness in high-rise residential buildings. Journal of Crisis Management, 12(1), 45-60.
Alavi, A., Ebrahimi, M. & Meshkini, A. (2019). [Spatial organization of crisis management supportive bases by using combined techniques of multi-criteria decision making and GIS analysis, case study: region 18 of Tehran (Persian)]. Geographical Planning of Space Quarterly Journal, 8(30), 121-134. [DOI:10.30488/gps.2019.85840]
Alirezaei, M., & Shakib, H. (2019). [Principles of earthquake engineering (Persian)]. Ketab Atrak Publications. [Link]
Azizi, M. M. (2007). [Urban density in urban planning: Principles and criteria for determining urban density (Persian)]. Tehran: University of Tehran Press. [Link]
Badri, A. (2005). [An introduction to disaster management: Principles ( Persian)]. Tehran: State Organization of Municipalities and Rural Administrations. 
Behzadpour, M., Hosseini, S. H., Vazirian, M., & Torkaman, A. (2022). [Designing residential and urban spaces with multidimensional flexibility and a crisis management approach: Responding to crises such as the COVID-19 pandemic (Persian)]. Paper presented at Second International Conference on Architecture, Civil Engineering, Urban Planning, Environment, and Islamic Art Horizons in the Second Step of the Revolution, Tabriz, Iran, 29 December 2022. [Link]
Campbell, S. (2006). Green cities, growing cities, just cities? Urban planning and the contradictions of sustainable development. In Readings in planning theory (pp. 524-543). Oxford: Blackwell Publishing. [Link] 
Cutter, S. L., Barnes, L., Berry, M., Burton, C., Evans, E., & Tate, E., et al. (2008). A place-based model for understanding community resilience to natural disasters. Global Environmental Change, 18(4), 598-606. [DOI:10.1016/j.gloenvcha.2008.07.013]
Fainstein, S. S., & Campbell, S. (2003). Readings in planning theory. Hoboken: John Wiley & Sons, Inc. [Link]
Ghasemi, S. (2023). Assessment of socio-physical resilience of high-rise residential complexes against earthquake (Case study: Sa’adat Abad neighborhood, Tehran). Urban Management Studies, 15(54), 1-18.
Habibi, M. (2020). [From city to citizen: A collection of essays on urban planning )(Persian)]. Tehran: University of Tehran Press. [Link]
Hadi, E., Pourmohammadi, M. , Hakimi, H., & Hadi, E. (2021). [Evaluation of urban usage compatibility in order to increase the Resilience against earthquake, Case Study: District 4 of Tabriz Municipality (Persian)]. Journal of Geography and Planning, 25(77), 277-289. [DOI:10.22034/gp.2021.10830]
Holling, C. S. (1973). Resilience and stability of ecological systems. Annual Review of Ecology and Systematics, 4, 1-23.  [DOI:10.1146/annurev.es.04.110173.000245] 
Heydari, A. (2018). [Risk assessment and crisis management in Tehran’s high-rise buildings]. Tehran: Shahid Beheshti University Press.
Jadidi, M. (2016). [An introduction to the principles of passive defense in architecture and urban planning (Persian)]. Tehran: Malek Ashtar University of Technology Press.
Ministry of Roads and Urban Development. (2012). [Building National Regulations. Part 21: Passive Defense (Persian)]. Tehran: Ministry of Roads and Urban Development. [Link]
Karim Zadeh, Z., Ghafory-Ashtiany, M., Kalantari, A., & Shokuhirad, S. (2022). Development of analytical seismic fragility functions for the common buildings in Iran. Bulletin of Earthquake Engineering, 20(11), 5905–5942. [Link]
Manyena, S. B. (2006). The concept of resilience revisited. Disasters, 30(4), 434-450. [DOI:10.1111/j.0361-3666.2006.00331.x] [PMID]
Sharifi, M., Khadem, A., Gandomkar,A., & Modiri,M. (2022). [Presenting the model of emergency evacuation and placement of temporary accommodation in areas 1 and 3 of Isfahan with a passive defense approach (Persian)]. International Journal of Urban and Rural Management, 21 (67) , 7-24. [Link]
Sandercock, L. (2010). Cosmopolis II: Mongrel cities of the 21st century. New York: Continuum. [Link]
Tuan, Y. F. (1977). Space and place: The perspective of experience. Minnesota: University of Minnesota Press. [Link]
Wisner, B.,  Adams, J.,  & World Health Organization. (2002). Environmental health in emergencies and disasters: A practical guide. Geneva: World Health Organization. [Link] 
Zangiabadi, A., & Tabrizi, N. (2007). [Tehran earthquake and spatial assessment of vulnerability in urban areas ( Persian)]. Geographical Research Quarterly, 38(1), 115–130. [Link]
Zare, M., & Nasr, T. (2016). [Defensive architecture and its role in passive defense (Persian)]. Tehran: Soureh Mehr Publication. [Link]
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/4/29 | پذیرش: 1404/7/21 | انتشار الکترونیک: 1405/6/28

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی دانش پیشگیری و مدیریت بحران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

Designed & Developed by : Yektaweb