مقالات در حال انتشار                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- پژوهشکده سوانح طبیعی
چکیده:   (8 مشاهده)
 افزایش شدت و بسامد سوانح طبیعی و بحران‌های مرکب در دهه‌های اخیر، نابرابری‌های ساختاری را برجسته ساخته و نشان داده است که پیامدهای بحران‌ها به‌صورت نامتوازن بر گروه‌های اجتماعی مختلف اثر می‌گذارد. جنسیت، به‌مثابه سازوکاری نهادیاجتماعی، نقشی تعیین‌کننده در الگوهای آسیب‌پذیری، دسترسی به منابع، مشارکت در تصمیم‌سازی و ظرفیت تاب‌آوری ایفا می‌کند. با وجود گسترش ادبیات این حوزه، همچنان شکاف معناداری میان تعهدات هنجاری و نهادینه‌سازی سیاست‌های جنسیت‌محور در مدیریت بحران وجود دارد. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به طراحی یک چارچوب سیاست‌گذارانه بومی‌پذیر برای ایران می‌پردازد و با بهره‌گیری از رویکرد تطبیقی «نظام‌های متفاوت، نتایج مشابه (MDSD)»، سیاست‌ها و ساختارهای نهادی ده کشور منتخب را تحلیل می‌کند. چارچوب تحلیلی پژوهش یک مدل شش‌لایه ماتریسی است که با تلفیق نظریات فریزر، سن، نوسبام، گاونتا، نوریس و کینگدون، امکان تحلیل هم‌زمان سازوکارهای عدالت، قدرت، قابلیت، تاب‌آوری و پویایی‌های سیاستی را فراهم می‌سازد. داده‌ها از طریق تحلیل شاخص‌های جهانی ( GGI، HDI، INFORM وDRI ) و کدگذاری نظام‌مند اسناد سیاستی گردآوری شده و با استفاده از روبریک استاندارد ۰ تا ۴ مورد ارزیابی تطبیقی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد کشورهایی که تاب‌آوری جنسیت‌محور را به‌صورت ساختاری نهادینه کرده‌اند، پنج سازوکار هم‌افزا را به‌طور هم‌زمان به‌کار گرفته‌اند: (۱) الزام حقوقیمالی و بودجه‌ریزی جنسیتی، (۲) مشارکت نهادی چندسطحی زنان، (۳) ظرفیت‌سازی پیوندخورده با ساختار، (۴) حکمرانی داده‌محور و پاسخ‌گو، و (۵) یادگیری سیاستی مبتنی بر بحران. بر این اساس، مقاله یک مدل سیاستی بومی‌پذیر برای ایران ارائه می‌کند که از طریق ترجمه زمینه‌مند این سازوکارها، شکاف میان تعهدات هنجاری و ظرفیت‌های اجرایی در حکمرانی بحران را کاهش می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد نهادینه‌سازی تاب‌آوری جنسیت‌محور تنها در صورت هم‌زمانی این سازوکارهای نهادی امکان‌پذیر است.
     
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1404/11/12 | پذیرش: 1405/1/31

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.