پیام خود را بنویسید
دوره 15، شماره 4 - ( زمستان 1404 )                   جلد 15 شماره 4 صفحات 645-620 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Tabar S A M M. A Comprehensive Analysis of Citizens’ Participatory Behaviors in Enhancing Urban Safety: A Case Study of the Mashhad Fire Department and Safety Services. Disaster Prev. Manag. Know. 2026; 15 (4) :620-645
URL: http://dpmk.ir/article-1-747-fa.html
میرمحمدتبار سیداحمد. بررسی و تبیین رفتارهای مشارکتی شهروندی در ارتقای سطح ایمنی شهری با مطالعه سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی مشهد. دانش پیشگیری و مدیریت بحران. 1404; 15 (4) :620-645

URL: http://dpmk.ir/article-1-747-fa.html


گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
متن کامل [PDF 2963 kb]   (53 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (462 مشاهده)
متن کامل:   (17 مشاهده)
مقدمه
مشارکت شهروندان برای تقویت حکمرانی خوب، کارآیی و توزیع عادلانه ثروت اساسی است. برای شهروندان، مشارکت شانس شنیده شدن صدای افراد را افزایش می‌دهد. مشارکت می‌تواند بحث‌های بی‌پایان و افکار عمومی را که ممکن است در اصل بخشی از برنامه‌های مقامات دولتی نباشد، ترویج کند (بایوچی، 2003). مشارکت شهروندان مسئولیت‌پذیری مسئولین را تسهیل می‌کند (هندلی و مورونی، 2010)، فشار مستقیم یا غیرمستقیم بر مسئولین برای پاسخگویی به گروه‌های مشارکت‌کننده اعمال می‌کند. درنهایت، مشارکت از طریق شبکه و به اشتراک‌گذاری اطلاعات، خطر حذف یا منزوی شدن گروه‌ها را کاهش می‌دهد (اسمال و نیومن، 2001).
زمانی که شهروندان درگیر فرآیند برنامه‌ریزی می‌شوند، یک طرح یا تصمیم به‌طور گسترده‌ای توسط کاربران آینده آن پذیرفته و اجرای آن آسان‌تر می‌شود. علاوه‌براین، دیدگاه شهروندان به‌عنوان افراد غیرمتخصص می‌تواند راه‌حل‌های پایدارتر و خلاقانه‌تری را کشف کند که می‌تواند در یک زمینه محلی خاص کار کند (بربی، 2003). مشارکت شهروندان در حل مسائل علمی و طراحی مشترک می‌تواند به راه‌حل‌های خلاقانه‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر از برنامه‌های تحقیق و توسعه سنتی منجر شود که در آن بینش‌های مربوط به محیط، بافت و مکان محلی ممکن است هرگز مطرح نشده باشد یا ممکن است فراموش شده باشد (ون هرزل، 2004). 
همانطور که هالاچمی و هوزلر (2010) استدلال می‌کنند، مشارکت شهروندان یک عنصر مهم، نه‌تنها برای دستیابی به فرآیند حکومت دموکراتیک بلکه برای افزایش بهره‌وری، رضایت شهروندان، اعتماد شهروندان و شفافیت برای تصمیم‌گیری در مورد سطوح خدمات، رویه‌ها و اولویت‌ها است. اگر کسی بپذیرد ایده‌های جدید می‌تواند از مشارکت شهروندان پدید آید، باید برای حداکثر کردن ورود شهروندان و مشارکت آن‌ها برنامه‌ریزی کند.
مشارکت شهروندان در محیط‌های مختلف انجام شده است. این محیط‌ها شامل مشارکت در رای گیری انتخاباتی (وربا و همکاران، 1995)، برنامه‌ریزی شهری (مهجابین و همکاران، 2009)، بودجه‌بندی و اندازه‌گیری عملکرد (برمن و وانگ، 2000)، و نظارت بر جامعه (بلیر، 2000) است. برخی از محیط‌های موردمطالعه ماهیت تقابل‌آمیزتری دارند، مانند ارسال شکایات یا نامه‌های محکومیت به دولت یا پیوستن به گروه‌ها برای اعتراض به برخی برنامه‌های توسعه دولت (کارن و همکاران، 2011). فقدان فرصت برای مشارکت مشارکتی باعث مشارکت بیشتر در تقابل می‌شود (هولزنر، 2007). مشارکت همچنین می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد که برخی از آن‌ها تعاملی‌تر و اساسی‌تر از دیگران هستند (هندلی و مورونی، 2010). جلسات عمومی، گروه‌های متمرکز، شبیه‌سازی‌ها، کمیته‌ها و نظرسنج‌ ها ازجمله روش‌های مورداستفاده برای تشویق مشارکت هستند (برنر، 2003).
یکی از محیط‌هایی که مشارکت در آن مهم تلقی می‌شود، مدیریت شهری است. شهرهای مدرن دارای چالش‌های مهمی مثل افزایش جمعیت، افزایش آلودگی، تغییرات آب‌وهوایی و منابع طبیعی محدود هستند (گوهری و همکاران، 2020: 2). برای مدیریت یا کاهش مشکلات شهرهای مدرن، می‌توان از ظرفیت‌های مشارکت شهروندان استفاده کرد. عواملی مثل اهمیت پیدا کردن نقش مردم در اداره امور جامعه، عدم توانایی مالی دولت‌ها برای تأمین مالی طرح‌های شهری و عدم تطابق طرح‌ها و برنامه‌های شهری با نیازها و خواسته‌های مردم و بروز نارضایتی و واکنش‌های منفی نسبت به این طرح‌ها موجبات شکل‌گیری ایده طرح‌های توسعه بر مبنای برنامه‌ریزی با مردم را فراهم کرده است. همچنین شراکت مردم در یک اداره شهر مزایای مثل افزایش سطح آگاهی‌های عمومی جامعه، ایجاد حس مسئولیت اجتماعی و تعلق به جامعه، بهبود کیفیت طرح‌ها، پذیرش طرح‌ها توسط مردم و عدم تمرکز برنامه‌ریزی را دربر دارد (یاراحمدی، 1378).
شهر مشهد هم درگیر مسائل و مشکلات شهر متعدد است که پرداختن به همه‌ آن‌ها توسط شهرداری به سرمایه انسانی و مالی زیادی نیاز دارد. برای مدیریت این موضوع، شهرداری مشهد می‌تواند از ظرفیت‌های مشارکت شهروندان استفاده کند. یکی از خدمات مهم شهرداری مشهد در حوزه ایمنی و آتش‌نشانی است. موضوع ایمنی یکی از اساسی‌ترین نیازهای زندگی بشراست و سازمان آتش‌نشانی در مرحله نخست با انجام اقدامات پیشگیرانه همانند آموزش توصیه‌های ایمنی، تلاش در جهت کاهش حوادث دارد و در مرتبه دوم به هنگام بروز حوادث به مقابله با آن‌ها می‌پردازد. این فعالیت‌ها، یکی از حوزه‌هایی است که شهروندان می‌توانند بیشتر در آن مشارکت نمایند. دانش و شناخت مردم نسبت به ماهیت ایمنی و نحوه برخورد با آن، از مؤلفه‌های مهم آمادگی ایمنی می‌باشد که دیر زمانی است که کشورهای توسعه‌یافته، تلاش‌های وافری را در راستای ایجاد و نشر این فرهنگ و نیز زمینه‌سازی آن در بین مردم و شهروندان به‌عنوان یک نیاز مسلم و محقق اعمال داشته‌اند. لیکن در کشورهای درحال‌توسعه که کشور ما نیز از جمله آن‌هاست، فرهنگ ایمنی هنوز هم به‌رغم اهمیت و ضرورت و نیز وجود زمینه‌ها و بسترهای توجه به آن، نتوانسته جایگاه واقعی خود را در بین عامه مردم پیدا کند (حلوانی و همکاران، 1391).
 علاوه‌براین موارد، گزارش سازمان آتش‌نشانی شهر مشهد در سال 1401، درباره علل حریق نشان می‌دهد بیشتر حریق‌های صورت‌گرفته در شهر مشهد توسط خطای یک عامل انسانی صورت گرفته که بیشتر آن‌ها مربوط به اتصال سیم برق، آتش زدن ضایعات یا سوزاندن اشیای مختلف توسط افراد بوده است. همچنین بیشتر حوادث گزارش‌شده به‌خاطر کم کاری شهروندان در مدیریت و سرویس منظم امکانات مورد استفاده آن‌ها مثل آسانسور می‌باشد. نتایج این گزارش نشان می‌دهد نیاز به مشارکت شهروندان در فعالیت‌های آتش‌نشانی برای آگاهی آن‌ها از این فعالیت‌ها و افزایش مسئولیت‌پذیری آن‌ها، بیش از پیش احساس می‌شود. 
 علاوه‌براین موارد، باتوجه‌به طیف وسیعی از وظایفی که سازمان‌ آتش‌نشانی مشهد دارد، پرداختن و جامع عمل پوشاندن به همه‌ وظایف و اهداف این سازمان به نحوه احسنت نیازمند صرف بودجه‌های زیاد و هنگفت است، نیاز به مشارکت مردم در انجام برخی از وظایف و اهداف مورد نظر این سازمان وجود دارد. به‌کارگیری مردم برای انجام وظایف سازمان به کاهش هزینه‌های سازمان آتش‌نشانی و شهرداری مشهد منجر می‌گردد؛ ازطرفی دیگر شهروندان هم مهارت‌های بیشتری را برای مقابله با حوادث طبیعی و انسانی فرا خواهند گرفت. باتوجه‌به مشارکت کم شهروندان در فعالیت‌های آتش‌نشانی در کشور و شهر مشهد و عدم بررسی و تبیین این موضوع به‌صورت علمی، این تحقیق درصدد بررسی و تبیین رفتارهای مشارکتی شهروندی در ارتقای سطح ایمنی شهری با مطالعه سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی مشهد می‌باشد.

پیشینه پژوهش
در این بخش، پیشینه تحقیق به دو دسته تحقیقاتی که به مشارکت اجتماعی به‌طور عام می‌پردازند و تحقیقاتی که درباره مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی می‌باشد، تقسیم می‌شود. در دسته اول، که بیشتر تحقیقات داخلی هستند، به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی پرداخته نشده است. بنابراین در این قسمت به تحقیقاتی پرداخته می‌شود که مشارکت در امور شهر و عوامل مؤثر بر آن را در داخل کشور بررسی کردند. در دسته دوم، که بیشتر تحقیقات خارجی هستند، به تحقیقاتی اشاره می‌شود که مشارکت مردم در فعالیت‌های آتش‌نشانی را در قالب آتش‌نشانان داوطلب بررسی کرده‌اند. 
دسته اول، به تحقیقاتی اشاره دارد که به مشارکت اجتماعی در امور شهر و عوامل مؤثر بر آن می‌پردازد. سلطانی و همکاران (1404) تحقیقی را با هدف تبیین فرایندهای ساماندهی داوطلبان مشارکت در مدیریت بحران‌های شهری تهران به روش کیفی انجام دادند. نتایج تحقیق نشان داد ساماندهی بهینه داوطلبان نیازمند چهار فرایند فرهنگ‌سازی، برنامه‌ریزی، جذب و سازماندهی و آموزش است. 
کبیری و همکاران (1403) تحقیقی را با هدف دسته دوم تحقیقات به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی می‌پردازد. تیپرمن (2025) تحقیقی را با روش کیفی درباره دلایل ابقای آتش‌نشان داوطلب انجام داد. نتایج تحلیل 25 مصاحبه نشان داد احترام متقابل، تأثیر خانواده، پذیرش اطرافیان، برنامه‌های تشویقی داوطلبانه، برنامه‌های اطلاع‌رسانی مدرسه، حضور رهبر، تسهیلات اقامتی و معافیت مالیاتی ازجمله دلایل مهم ابقای آن‌ها بود. فریز و والتر (2024) تحقیقی را با هدف بررسی انگیزه‌های آتش‌نشان‌های داوطلب در آلمان انجام دادند. این تحقیق با روش پیمایش بر روی 429 آتش‌نشان داوطلب در مناطق روستایی در مناطق غربی آلمان انجام شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهند آتش‌نشانان داوطلب انتظار دارند که کار آن‌ها توسط شهروندان، سیاستمداران و مدیران دولتی به رسمیت شناخته شود و براین‌اساس هم در سطح شخصی (در قالب شناسایی مادی و غیرمادی) و هم در فراهم کردن شرایط چارچوب مناسب برای عملکرد مناسب ارزش‌گذاری شود.
برومز (2024) تحقیقی را با هدف بررسی عوامل مؤثر بر انگیزه‌های مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی به‌عنوان آتش‌نشان داوطلب در داکوتای شمالی انجام داد. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و نتایج تحقیق نشان داد عوامل اقتصادی و اجتماعی مثل منفت مالی و حمایت اجتماعی بر انگیزه‌های مشارکت تأثیر مثبت و معنی‌دار دارد. این در حالی است که احتمال خطرات جسمی بر این انگیزه‌ها تأثیر منفی و معنی‌دار دارد. 
هندرسون و سوا (2018) تحقیقی را با هدف بررسی مهم‌ترین عوامل مؤثر بر مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی ایالت پنسیلوانیا انجام دادند. این تحقیق با روش پیمایش و با ابزار پرسش‌نامه انجام شد. نتایج نشان می‌دهد که آموزش داوطلبانه، مدیریت عملکرد، رضایت شغلی و تعهد سازمانی بر مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی تأثیر می‌گذارد. فینگر و همکاران (2016) طرحی را با عنوان جذب و حفظ داوطلب آتش‌نشان: چالش‌ها و راه‌حل‌ها برای مرکز ملی آتش‌نشانان داوطلب آمریکا انجام دادند. نتایج این تحقیق که به روش پیمایشی انجام شد نشان می‌دهد در بسیاری از ادارت آتش‌نشانی به‌علت فشارهای کاری، آتش‌نشانان داوطلب خیلی حضور دارند، اکثر آن‌ها نیز علت امر را سه عامل مهم کمبود وقت، کمبود نیرو و کمبود پول را عنوان کرده‌اند. 
دهالکه و همکاران (2015) طرحی را با عنوان تأمین نیروی انسانی، جذب و حفظ آتش‌نشان داوطلب برای سازمان داوطلبان آتش‌نشانی شهر ویکتوریا انجام دادند. نتایج تحقیق که با روش کیفی انجام شد نشان می‌دهد برخی عوامل می‌تواند جذب داوطلبین را افزایش می‌دهد که عبارت‌اند از: 1. انگیزه درونی، 2. تجربیات و فرصت‌های متنوع ارائه‌شده در داوطلبین آتش‌نشانی، 3. ویژگی‌های فردی متفاوت داوطلبین در مقایسه با دیگر سازمان‌های محلی، 4. اصول بازاریابی و ه. بهترین شیوه برای جذب داوطلبین در آینده تصمیمات کاربردی می‌باشد. 
آلدریج (2014) طرحی را با عنوان توسعه جذب مؤثر و استراتژی حفظ آتش‌نشان داوطلب برای مرکز آتش‌نشانی و خدمات اضطراری استرالیای غربی انجام داد. نتایج این تحقیق که با روش پیمایشی انجام شد نشان می‌دهد عوامل عمومی که تمایل به جذب آتش‌نشانان داوطلب را کاهش می‌دهد عبارت‌اند از: دوری از شهر و روستا خود، ناتوانی داوطلب از زندگی در ناحیه موردنیاز، تبلیغات بی‌اثر توسط سازمان‌های آتش‌نشانی در جذب و افزایش تعهدات خانوادگی و کاری در میان داوطلبان بالقوه برای جذب می‌باشد. 
الیس و همکاران (2013) طرحی را با عنوان راهبردهای برای جذب، تأمین و حفظ نیرو در واحد آتش‌نشانی برای واحد آتش‌نشانی شهر روزمند انجام دادند. نتایج نشان می‌دهد برخی موارد مثل تمرکز بیشتر بر روی انگیزه‌ها، مشارکت جامعه، استخدام به‌عنوان آتش‌نشان، تبلیغات/بازاریابی و استخدام زنان چند مورد از چالش‌های عمده برای جذب آتش‌نشان داوطلب می‌باشد. همچنین پنج چالش‌ عمده‌ برای حفظ نیرو عبارت‌اند از: محدودیت زمانی، عدم تطابق بین مهارت آتش‌نشان فعلی و مهارت مورد نیاز برای مسئولیت، کاهش انگیزش، فقدان ارتباط، فرسودگی شغلی. 
بریچ (2011) طرحی را با عنوان جذب و حفظ آتش‌نشانان داوطلب در استرالیا برای مرکز تحقیقات آتش سوزی استرالیا انجام داد. نتایج این تحقیق که به روش پیمایشی انجام شد نشان می‌دهد اکثر داوطلبان به‌دلیل مهاجرت از منطقه، تعهدات کار و خانواده، سالمندان یا بیماری و یا نارضایتی از تجربه داوطلبانه را ترک کنند. 
جمع‌بندی تحقیقات درباره مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین علل مشارکت شهروندان در فعالیت‌های آتش‌نشانی، انگیزه‌های مالی و اقتصادی بوده است. در بیشتر این گزارشات ملاحظه شد افراد یا با انگیزه‌ دریافت حق‌الزحمه یا بخشودگی مالیاتی یا عوارض شهرداری به‌عنوان نیروی داوطلب مشغول فعالیت می‌شدند و در صورت برآورده شدن این نیازها به مشارکتشان ادامه می‌دادند. یکی از عواملی که به کاهش مشارکت در فعالیت‌های داوطلبانه منجر می‌شد نیاز به وقت و زمان زیادی بود که این فعالیت‌ها از افراد می‌گرفت. بیشتر داوطلبان از زمان زیاد برنامه‌های آموزشی آتش‌نشانی گله‌مند بودند و آن را یکی از علل مهم عدم استمرار مشارکت‌شان اعلام کردند. همچنین برخی از افراد داوطلب باتوجه‌به شغلی که داشتند، خیلی نمی‌توانستند در فعالیت‌های آتش‌نشانی به‌طور مستمر و منظم حضور داشته باشند. یکی از عواملی که می‌توانست میزان مشارکت افراد را در فعالیت‌های آتش‌نشانی بیشتر کند، احساس افتخار و ارزش اجتماعی بود. مرور تحقیقات پیشینه حکایت از این دارد که بیشتر تحقیقات دسته اول که داخلی بودند به مشارکت اجتماعی در امور شهری پرداخته‌اند و تحقیقی به‌طور خاص مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی را بررسی نکرده است که این تحقیق متفاوت از تحقیقات قبلی به آن می‌پردازد. 

چهارچوب نظری
در این تحقیق از دو نظریه کنش مستدل آیزن و فیش باین و نظریه مشارکت رابرت دال به‌عنوان چهارچوب نظری استفاده شده است. نظریه کنش مستدل آیزن و فیش باین (1980) بیان می‌کند رفتار مستقیماً توسط تمایل رفتاری فرد تعیین می شود. به‌عبارت‌دیگر، با افزایش تمایل فرد برای انجام یک رفتار، احتمال بیشتری وجود دارد که واقعاً آن رفتار را انجام دهند. تمایل رفتاری نشان‌دهنده انگیزه فرد به معنای برنامه، تصمیم یا خودآموزی آگاهانه او برای تلاش برای انجام رفتار هدف است. اینها معمولاً توسط مواردی که احتمال تمایل انجام رفتار را ارزیابی می‌کنند مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این نظریه، تمایل رفتاری با نگرش نسبت به رفتار و هنجارهای ذهنی تعیین می‌شود (آیزن، 2002).
نگرش‌ها ارزیابی های کلی از رفتار فرد است. آیزن و فیش باین (1980) نگرش را به‌عنوان «گرایش آموخته‌شده برای پاسخ دادن به شیوه‌ای ثابت یا نامطلوب باتوجه‌به یک موضوع معین» تعریف می‌کنند. نگرش‌ها معمولاً با استفاده از معیارهای تفاوت معنایی مورد استفاده قرار می‌گیرند (کرنر و اسپارک، 2015). نگرش به‌عنوان ارزیابی فرد از یک رفتار معین تعریف می‌شود. ممکن است شخصی در مورد یک رفتار خاص نگرش مثبت، منفی یا خنثی داشته باشد. با مثبت‌تر شدن نگرش افراد، نیت او برای انجام یک رفتار افزایش می‌یابد (دی بروین، 2010).
هنجارهای ذهنی عبارت‌اند از باورهای فرد در مورد اینکه آیا دیگران مهم فکر می‌کنند که او باید در این رفتار شرکت کند یا خیر. فرض بر این است که هنجارهای ذهنی برای ارزیابی «فشارهای اجتماعی» (از مراجع برجسته) که افراد برای انجام یا عدم انجام یک رفتار خاص احساس می‌کنند، در نظر گرفته می‌شود. هنجار ذهنی معمولاً مواردی است که تأیید افراد مهم را برای فردی که این رفتار را انجام می‌دهد ارزیابی می‌کند (کرنر، 2020). هنجار ذهنی تابعی از باورهای هنجاری است که بیانگر ادراکات ترجیحات افراد مهم (مراجع) در مورد اینکه آیا فرد باید در یک رفتار شرکت کند یا نه. افراد مهم افراد یا گروه‌هایی هستند که نظرات آن‌ها در مورد رفتار یک فرد در این حوزه برای او مهم است. این به‌عنوان احتمال ذهنی که گروه‌ها یا افراد برجسته خاص (مراجع) فکر می‌کنند که فرد باید یا نباید رفتاری را انجام دهد، با انگیزه فرد برای انطباق با انتظارات آن مرجع، ضرب می‌شود. انگیزه برای رعایت میزانی است که فرد تمایل به انطباق با خواسته های خاص مرجع در این موضوع است. سپس این محصولات در میان مراجع برجسته خلاصه می‌شوند (تری و هاگ، 1996). 
علاوه‌بر نظریه کنش مستدل، از نظریه رابرت دال هم استفاده شده است. دال تمایل یا عدم تمایل افراد به مشارکت در امور اجتماعی-سیاسی را مورد توجه قرار داده و عواملی را که به  تصمیم و تمایل فرد برای مشارکت منجر می‌گردد را مورد بررسی قرار می‌دهد. یکی از مفروضات دال به این مسئله اشاره دارد که اگر انسان تصور کند که فعالیت و مشارکت او در امری بی‌اهمیت بوده و نمی‌تواند منشأ تغییرات گردد، هرگز وارد آن نمی‌شوند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که بین اهمیت داشتن مسئله‌ای برای فرد و میزان درگیری اجتماعی او در آن، یک رابطه مستقیم برقرار است. هرچه احساس فرد در مورد میزان کارایی شرکت خویش ضعیف‌تر باشد به همان نسبت کمتر ممکن است درگیر سیاست شود. لذا ما می‌توانیم از این مفروضه دال بدین صورت بهره ببریم که اگر شهروندان تصور کنند مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های آتش‌نشانی اهمیت چندانی ندارد حاضر نخواهند بود وارد مشارکت شوند یا برعکس اگر تصور کنند مشارکت آن‌ها می‌تواند منشأ تغییرات مثبت گردد به احتمال زیاد حاضر به مشارکت خواهند بود (رسولی، 1392).
به‌طورکلی باتوجه‌به نظریات مرورشده می‌توان انتظار داشت که رفتار مشارکتی تحت تأثیر تمایل به مشارکت قرار بگیرد و تمایل متاثر از نگرش و هنجارهای ذهنی می‌باشد (نظریه کنش مستدل). اهمیت مشاکت مبتنی بر نظریه دال می‌تواند بر نگرش، هنجار و تمایل به مشارکت تأثیر بگذارد. این تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مؤثر بر رفتار مشارکتی در مدل تحقیق (تصویر شماره 1) قابل‌مشاهده است. 
در ادامه فرضیات و مدل تحقیق ارائه خواهد شد:
- تمایل به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی بر رفتار مشارکتی در فعالیت‌های آتش‌نشانی تأثیر دارد.
- نگرش به مشارکت بر تمایل به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی تأثیر دارد.
- هنجار ذهنی بر تمایل به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی تأثیر دارد.
- اهمیت مشارکت بر تمایل به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی تأثیر دارد.
- اهمیت مشارکت بر نگرش به مشارکت تأثیر دارد.
- اهمیت مشارکت بر هنجار ذهنی تأثیر دارد.

روش
مطالعه با روش کمی و پیمایشی و با ابزار پرسش‌نامه محقق‌ساخته انجام شده است. جامعه آماری تحقیق کلیه افراد 15 سال و بیشتر مناطق 13 گانه شهر مشهد بوده که توانایی پاسخ به سؤالات را داشته‌اند. مطابق سال‌نامه آماری ایران (1400) مشهد 2808507 نفر جمعیت بالای 15 سال دارد که حجم نمونه باتوجه‌به فرمول کوکران حدود 384 نفر محاسبه گردید اما برای اختصاص بهتر به زیرنمونه‌ها و همه‌ مناطق 13 گانه شهر مشهد به حدود 821 نفر ارتقا پیدا کرد. روش نمونه‌گیری در این مطالعه، نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم و خوشه‌ای چند مرحله‌ای می‌باشد، بدین صورت که مناطق 13 گانه شهر مشهد به‌عنوان طبقات نمونه‌گیری در نظر گرفته می‌شوند و از هر منطقه‌ی شهری به نسبت درصدی که از کل جمعیت شهر مشهد به خود اختصاص داده‌اند، نمونه نهایی برداشت شد. به‌طورمثال منطقه 1، 6 درصد از جمعیت شهر مشهد را دربر دارد و 6 درصد از حجم نمونه نهایی یعنی 49 نفر از این منطقه برداشت می‌شود. در هر منطقه شهری باتوجه‌به نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای، ابتدا چند محله و سپس چند خیایان و کوچه و ساختمان به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و برداشت اطلاعات از فرد موردنظر انجام شد. 
نحوه انتخاب افراد هم به‌صورت تصادفی بود. بدین صورت که ابتدا تعداد افراد خانوار سؤال می‌شد و شماره‌ای به افراد از بزرگ‌ترین تا کوچک‌ترین فرد خانوار ازلحاظ سنی، اختصاص می‌یافت و یک شماره به‌صورت تصادفی انتخاب می‌شد که خواسته می‌شد فرد مدنظر که شماره‌اش انتخاب شده بود برای پاسخگویی درب منزل بیاید، اگر فرد در منزل نبود شماره دیگری انتخاب می‌شد. محلات انتخاب‌شده از هر منطقه شهری بدین صورت بود: منطقه 1 (محلات آبکوه و سجاد)، منطقه 2 (محلات شفا، هنرور، عبدالمطلب و ابوطالب)، منطقه 3 (محلات رسالت، طبرسی شمالی، خواجه ربیع و بلال)، منطقه 4 (محلات بهشت، طلاب، پنجتن)، منطقه 5 (محلات رضاییه و امیرالمومنین)، منطقه 6 (محلات شیرودی، چهنو، پورسینا و امیرآباد)، منطقه 7 (محلات 17 شهریور، کارگران، رباط و طرق)، منطقه 8 (محلات دانش و امام خمینی)، منطقه 9 (محلات رضا شهر و شهرآرا)، منطقه 10 (محلات لشگر، ایثارگران و حجاب)، منطقه 11 (محلات سید رضی و فرهنگ)، منطقه 12 (محلات جاهد شهر) و منطقه ثامن (محلات چهارباغ و نوغان). در ادامه نحوه سنجش متغیرهای تحقیق توضیح داده می‌شوند:

رفتار مشارکتی در فعالیت‌های آتش‌نشانی
 برای سنجش متغیر رفتار مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی از سه بعد مشارکت در رعایت ایمنی سیم‌کشی برق، رعایت ایمنی آسانسور و رعایت اصول ایمنی عمومی و 10 گویه محقق‌ساخته استفاده شد. برای شناسایی این ابعاد مصاحبه‌هایی با مدیران آتش‌نشانی مشهد انجام شد و تأکید آن‌ها بر این بود که اگر شهروندان در این سه حوزه اصول ایمنی را رعایت نمایند، مشارکت مفید و مؤثری در فعالیت‌های آتش‌نشانی انجام داده‌اند و به احتمال زیاد، گزارش حریق و حادثه آن‌ها کاهش پیدا خواهد کرد. مواردی مثل سیم‌کشی مجزا، گذاشتن فیوز جداگانه و سرویس سالانه وسائل برقی برای وسائلی مثل کولر، بخاری و سماور برقی (سؤالات مشارکت در رعایت ایمنی سیم‌کشی برق)، مجهز بودن ساختمان مسکونی به برق اضطراری آسانسور، گذاشتن سیستم تهویه هوا و روشنایی مناسب برای آسانسور و انجام سرویس دوره‌ای منظم آسانسور (سؤالات مشارکت در رعایت ایمنی آسانسور)، خلوت کردن مسیر برای ورود ماشین‌های آتش‌نشانی در حوادث و آتش‌سوزی‌ها، تماس با سازمان آتش‌نشانی در صورت مشاهده مشکلات منجر به حادثه یا حریق مثل اتصال سیم دکل‌های برق، پارک نکردن خودرو در کنار شیرهای آتش‌نشانی سطح شهر، برخورد با فردی آسیب‌زننده به شیرهای آتش‌نشانی سطح شهر (سؤالات مشارکت در رعایت ایمنی عمومی)، سؤالات سنجش این متغیر هستند که پاسخ‌های آن به‌صورت طیف لیکرت از اصلاً (1) تا همیشه (5) بوده است.

تمایل به مشارکت
 تمایل یا قصد و نیت یکی از حلقه مقابل بروز رفتار می‌باشد که در انجام یک رفتار بسیار مهم در نظر گرفته می‌شود. در این تحقیق تمایل به مشارکت به معنای ابراز تمایل و آمادگی برای شرکت فعالانه در سه زمینه آموزشی، اقتصادی، تأمین نیروی انسانی می‌باشد. این متغیر با 12 گویه محقق‌ساخته و سه بعد تمایل به مشارکت در زمینه‌های آموزشی، تأمین نیروی انسانی و اقتصادی در طیف لیکرت از خیلی زیاد (5) تا خیلی کم (1) مورد سنجش قرار گرفت. برخی از این گویه‌ها عبارت‌اند از:
 «چقدر تمایل دارید در یک دوره آموزشی اصول ایمنی و اطفا حریق زیر نظر سازمان آتش‌نشانی شرکت کنید؟»
 «به چه میزان می‌توانید در صورت قرار گرفتن در محیط حادثه نسبت به عدم تجمع شهروندان سهیم باشید؟»
«تا چه میزان از طرق مختلف مثل اقدام فردی یا ارتباط با خیرین می‌توانید تجهیزات پر کاربرد آتش‌نشانی مانند کپسول آتش‌نشانی را تهیه و به سازمان هدیه کنید؟». 

هنجارهای ذهنی
 مطابق نظریه آیزن و فیش باین، هنجار ذهنی از دو بعد انتظار دیگران و انگیزه پیروی از انتظارات تشکیل می‌شود. در این تحقیق برای سنجش این متغیر از گویه‌های دو بعد (انتظار دیگران و انگیزه پیروی از انتظارات) و 7 گویه محقق‌ساخته در طیف لیکرت از خیلی زیاد (5) تا خیلی کم (1) استفاده شد. مواردی مثل «برای اعضای خانواده‌ام مهم است که اصول ایمنی را در سیم‌کشی ساختمان رعایت کنم.» و «آسانسور منزل را فقط به‌خاطر سلامتی اعضای خانواده‌ام، به‌صورت منظم سرویس می‌کنم.» برخی از گویه‌ها برای سنجش این متغیر هستند.

 نگرش به مشارکت
 در نظریه آیزن و فیش باین نگرش به‌نوبه‌خود تابع دو عامل انتظار فایده و ارزیابی فایده در نظر گرفته شده است. در این تحقیق هم نگرش به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی با دو بعد انتظار فایده و ارزیابی فایده و 8 گویه محقق‌ساخته در طیف لیکرت از کاملاً موافقم (5) تا کاملاً مخالفم (1) سنجیده شد. برخی از این گویه‌ها عبارت‌اند از: «با اجرای اصول ایمنی در ساختمان مثل استفاده از آسانسور و سیم‌کشی برق استاندارد از بروز اتفاقات زیان بار جلوگیری می‌کنم.»، «هزینه کردن برای رعایت اصول ایمنی در ساختمان مثل استفاده از آسانسور و سیم‌کشی استاندارد برق، توجیح اقتصادی ندارد». 

تصور از اهمیت مشارکت
مطابق نظر دال، هرچه فرد احساس اهمیت بیشتری درباره مشارکتش کند، احتمال مشارکتش بیشتر می‌شود. برای عملیاتی کردن تصور فرد از میزان اهمیت مشارکتش در فعالیت‌های آتش‌نشانی از 4 گویه محقق‌ساخته در طیف لیکرت از خیلی زیاد (5) تا خیلی کم (1) استفاده شد. مواردی مثل «تا چه حد فکر می‌کنید با اطلاع‌رسانی به‌موقع از مشکلات منجر به بروز حادثه به آتش‌نشانی، از میزان حوادث کاسته شود؟» و «تا چه حد فکر می‌کنید با تجمع نکردن در محل حادثه، میزان خسارت وارده کمتر شود؟» برخی از گویه‌ها برای سنجش این متغیر هستند.
برای سنجش اعتبار متغیرهای تحقیق از اعتبار صوری استفاده شده است. اعتبار صوری به معنی شناسایی اعتبار شاخص‌ها یا معرف‌های پژوهش از طریق مراجعه به داوران می‌باشد. بدین‌ترتیب، در پژوهش حاضر از طریق بررسی ادبیات موضوع این نتیجه حاصل شد که شاخص‌های گنجانده‌شده در سؤالات پرسش‌نامه معرف حوزه‌ معنایی مفاهیم مورد مطالعه هستند. برای بررسی پایایی متغیرهای تحقیق هم از آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج جدول شماره 1 نشان می‌دهد پایایی متغیرهای تحقیق در حد مناسب و قابل‌قبولی قرار دارد.

یافته‌ها
حدود 49 درصد از پاسخگویان زن و 51 درصد از آن‌ها مرد می‌باشند. حدود 57 درصد از پاسخگویان متأهل، 36 درصد مجرد و بقیه تنها بر اثر طلاق یا فوت همسر هستند. میانگین سنی پاسخگویان حدود 33 سال است. حدود نیمی از پاسخ‌دهندگان شاغل بوده و پس از آن زنان خانه‌دار در رتبه دوم قرار گرفته‌اند. تقریباً بیش از دو سوم از پاسخ‌دهندگان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر بوده‌اند. حدود 47 درصد از پاسخگویان دارای درآمد 1 تا 2 میلیون و حدود 34 درصد زیر 1 میلیون درأمد دارند. میانگین اقامت در شهر مشهد و در محله به‌ترتیب حدود 28 و 14 سال می‌باشد.
مطابق نتایج جدول شماره 2، حدود 65 درصد از پاسخگویان میزان مشارکت بالا در رعایت اصول ایمنی مدنظر سازمان آتش‌نشانی دارند و حدود 4/21 درصد میزان مشارکت متوسطی دارند. همچنین میزان مشارکت 5/13 درصد در حد کم می‌باشد. میانگین این متغیر حدود 54/3 از 5 است که نشان‌دهنده‌ میزان بالای مشارکت شهروندان می‌باشد. میانگین رعایت ایمنی عمومی 51/4 است که بیشترین میانگین و میزان رعایت ایمنی آسانسور و برق به‌ترتیب با 8/2 و 15/3 دارای کمترین میانگین می‌باشد. 
مطابق نتایج جدول شماره 3، در بین متغیرهای مستقل، متغیر تصور از اهمیت مشارکت با 25/4 دارای بیشترین میانگین و در حد زیاد است. میانگین متغیرهای هنجار ذهنی و نگرش به مشارکت به‌ترتیب 87/3 و 75/3 و در حد بالا است. متغیر تمایل به مشارکت هم دارای میانگین 9/1 و در حد کم می‌باشد. 
جدول شماره 4 ضریب همبستگی بین متغیرهای زمینه‌ای و متغیرهای تحقیق را نشان می‌دهد. مطابق این نتایج، متغیرهای هنجار ذهنی و اهمیت مشارکت با سن رابطه مثبت و معنی‌دار دارد، یعنی با افزایش سن، هنجار ذهنی و اهمیت مشارکت افزایش می‌یابد. همچنین تمایل به مشارکت با افزایش سن دچار کاهش می‌شوند. متغیر سطح تحصیلات با متغیرهای رعایت اصول ایمنی، تمایل به مشارکت، نگرش به مشارکت، هنجار ذهنی، و اهمیت مشارکت رابطه مثبت و معنی‌دار دارد. یعنی با افزایش سطح تحصیلات، متغیرهای رعایت اصول ایمنی، تمایل به مشارکت، نگرش به مشارکت، هنجار ذهنی، و اهمیت مشارکت افزایش می‌یابد. متغیرهای رعایت اصول ایمنی، هنجار ذهنی و اهمیت مشارکت با مدت اقامت در شهر رابطه مثبت و معنی‌دار دارد؛ یعنی با افزایش مدت اقامت در شهر در شهروندان، رعایت اصول ایمنی، هنجار ذهنی و اهمیت مشارکت افزایش می‌یابد. همچنین تمایل به مشارکت با افزایش مدت اقامت در شهر دچار کاهش می‌شوند. همچنین رعایت اصول ایمنی با افزایش اقامت در محله کاهش می‌یابد. همچنین اهمیت مشارکت، هنجار ذهنی و نگرش به مشارکت با افزایش تعداد اعضای خانوار دچار کاهش می‌شوند. 
مدل معادلات ساختاری رفتارهای مشارکتی در فعالیت‌های آتش‌نشانی
 در تصویر شماره 2 مدل معادله ساختاری رفتارهای مشارکتی در فعالیت‌های آتش‌نشانی ترسیم شده است. این  مدل با استفاده از نرم‌افزار آموس نسخه 23 رسم گردید. 
در جدول شماره 5، تعدادی از مهم‌ترین معیارهای برازش و تفسیر آن‌ها و مقدارش در مدل مفروض آمده است. به‌طورکلی می‌توان گفت که عمده شاخص‌های برازش مدل قابل‌قبول هستند. بنابراین مدل ترسیم‌شده، مدلی است که می‌تواند داده‌های ما را با مدل نظری تطبیق دهد. 
نتایج جدول شماره 6 حکایت از این دارد که همه‌ متغیرهای مستقل تحقیق تأثیری مستقیم و غیرمستقیم بر رفتارهای مشارکتی در فعالیت‌های آتش‌نشانی دارند. مطابق نتایج این جدول متغیر تمایل به مشارکت حدود 26/0 بر رفتارهای مشارکتی در فعالیت‌های آتش‌نشانی تأثیر مثبت و معنی‌دار می‌گذارد. همچنین بیشترین تأثیر بر تمایل به مشارکت به‌ترتیب مربوط به متغیرهای هنجار ذهنی (ضریب بتا= 46/0)، اهمیت مشارکت (ضریب بتا= 23/0) و نگرش به مشارکت (ضریب بتا= 12/0) می‌باشند. متغیر اهمیت مشارکت بر نگرش به مشارکت (ضریب بتا= 78/1) و هنجار ذهنی (ضریب بتا= 72/0) تأثیر دارد. به‌طورکلی می‌توان بیان کرد که متغیرهای اهمیت مشارکت، هنجار ذهنی و نگرش به مشارکت به‌ترتیب 17/0 ، 12/0 و 03/0 تأثیر کلی بر رفتار مشارکتی دارند. 

بحث
نتایج نشان می‌دهند هنجار ذهنی و نگرش به مشارکت بر تمایل به مشارکت رابطه تأثیر دارد. نظریه کنش مستدل ماهیت رابطه بین تمایل و نگرش‌ها را مشخص می‌کند. براساس‌این نظریه، ارزیابی یا نگرش فرد نسبت به یک رفتار توسط باورهای قابل‌دسترس او در مورد رفتار تعیین می‌شود. نگرش در این نظریه به احتمال ذهنی اشاره دارد که رفتار نتیجه خاصی را به همراه خواهد داشت. به‌طور خاص، ارزیابی هر پیامد به نگرش متناسب با احتمال ذهنی فرد کمک می‌کند که رفتار نتیجه موردنظر را ایجاد کند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد نگرش افراد به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی که خود از دو بعد ارزیابی و انتظار فایده تشکیل شده است بر تمایل به مشارکت تأثیر مثبت و معنی‌دار دارد. علاوه‌براین هنجار ذهنی هم می‌تواند با تمایل به مشارکت رابطه داشته باشد. 
مطابق نظریه آیزن و فیش باین (1980) هنجار ذهنی به این باور در مورد تأیید یا مخالفت بیشتر اطرافیان مهم از رفتار اشاره دارد. این به باورهای یک فرد در مورد اینکه آیا همسالان و افراد مهم برای فرد فکر می‌کنند که باید در این رفتار شرکت کند، مربوط می شود. نتایج این تحقیق نشان داد هنجار ذهنی بر تمایل به مشارکت در آتش‌نشانی تأثیر مثبت و معنی‌دار دارد. نتایج تحقیقات قبلی مثل برومز (2024)، الیس و همکاران (2013)، امینی و امینی (1395) و امان‌پور و همکاران (1394) هم حکایت از تأثیر هنجاز ذهنی و نگرش بر تمایل به مشارکت دارد. درباره این تأثیرگذاری می‌توان بیان کرد که برای فرد و اطرافیان صمیمی فرد مهم است که در فعالیت‌های آتش‌نشانی مشارکت کنند و این فضای ذهنی برای افراد مورد بررسی وجود دارد. میانگین در حد بالای متغیر هنجارهای ذهنی مؤید این فضای مناسب درباره کمک و مشارکت در آتش‌نشانی است. 
علاوه‌براین، نگرش افراد به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی هم دارای میانگین در حد بالا می‌باشد که نشان‌دهنده نگاه مثبت به این مشارکت در افراد مورد بررسی دارد. این دو متغیر می‌تواند متأثر از روندهای آموزشی سازمان آتش‌نشانی باشد که در دهه 1390 شروع شده و همچنان ادامه دارد. سازمان آتش‌نشانی شهر مشهد در این سال‌های آموزش گسترده‌ای را در قالب کارگاه‌های آموزشی تخصصی در سطح سازمان‌ها و شرکت‌ها و آموزش‌های عمومی در سطح محلات شهر مشهد و مدارس انجام داده که می‌توان نتیجه گرفت که ماحصل این آموزش‌ها افزایش نگاه مثبت به مشارکت و ارتقای هنجارهای اجتماعی مرتبط با این مشارکت بوده است.
فرضیه دیگر تحقیق را از مرتبط با نظریه دال می‌باشد که نشان می‌دهد هرچه فرد تصور بهتری از مشارکتش داشته باشد، هنجار ذهنی، تمایل و نگرش آن به مشارکت بیشتر خواهد بود. به این شکل می‌توان بیان کرد که تصور شهروند از اهمیت مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی بر نگرش به مشارکت و هنجار ذهنی شهروندان در رعایت اصول ایمنی مؤثر است. یافته‌های این تحقیق هم نشان می‌دهند اهمیت مشارکت در شهروندان بر هنجار ذهنی، تمایل و نگرش به مشارکت آن‌ها تأثیر مثبت دارد. یعنی هر قدر مشارکت شهروند دارای اهمیت بالایی باشد، هنجار ذهنی، نگرش به مشارکت او هم بالا خواهد رفت و متعاقباً تمایل بالاتری به مشارکت و در نهایت رفتارهای مشارکتی پیدا می‌کند. نتایج تحقیقات قبلی مثل فریز و والتر  (2024)، فینگر و همکاران (2016)، امینی و امینی (1395)، توانایی بشرویه و همکاران (1395)، هم حکایت از تأثیر اهمیت مشارکت بر رفتارهای مشارکتی دارد. 
درباره تأثیرگذاری متغیر اهمیت مشارکت بر متغیرهای دیگر می‌توان به برخی فعالیت‌های سازمان آتش‌نشانی شهر مشهد اشاره کرد. این سازمان در سال‌های اخیر اقدام به راه‌اندازی برخی پویش‌های ایمنی کرده است که در این پویش افراد می‌توانند کمک‌های مادی و غیرمادی به سازمان بکنند. در بخش کمک‌های مادی فراخوان‌هایی برای کمک مالی به سازمان آتش‌نشانی زده و شماره حساب‌هایی به شهروندان داده می‌شود و از بین افرادی که کمک کردند قرعه‌کشی انجام می‌شود، برخی افراد منتخب به‌عنوان شهروند مسئول انتخاب می‌شوند. 
علاوه‌براین، افرادی که می‌توانستند کمک‌های غیرمادی مثل ساختن کلیپ و برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی به سازمان انجام دهند در قالب جشنی از سرآمدان آن تقدیر و تشکر می‌شد. پوشش انتخاب افراد و سرآمدانی که با سازمان آتش‌نشانی همکاری کرده بودند در قالب بنرها و بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر پوشش داده می‌شد و به این شکل اهمیت مشارکت در سطح عموم شهروندان تبلیغ و تشویق می‌شد.
یکی از فرضیات تحقیق تأثیر تمایل و قصد بر رفتار مشاکتی در آتش‌نشانی است. تمایل آمادگی فرد برای انجام یک رفتار معین می‌باشد. فرض می‌شود تمایل مقدمه بی‌واسطه رفتار است. آیزن (2002) این دیدگاه را مطرح کرد که یک رفتار تابعی از تمایل مرتبط با آن رفتار است. تمایل به عوامل انگیزشی اشاره دارد که بر یک رفتار معین تأثیر می‌گذارند که هرچه تمایل قوی‌تر برای انجام رفتار باشد، احتمال انجام رفتار بیشتر می‌شود. نتایج این تحقیق هم نشان می‌دهد تمایل بر رفتار مشارکتی تأثیر مثبت و معنی‌دار دارد. یعنی هرچه تمایل به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی بیشتر باشد، مشارکت در این فعالیت‌ها افزایش می‌یابد. این نتایج در راستای نتایج تحقیقات قبلی مثل دهالکه و همکاران (2015)، الیس و همکاران (2013)، خرقانی و همکاران (1399) قرار دارد. فعالیت‌های سازمان آتش‌نشانی مشهد در دو حوزه آموزش‌های گسترده عمومی و تخصصی و راه‌اندازه پویش برای جلب کمک‌های مادی و غیرمادی این نتیجه را دارد که تمایل شهروندان به مشارکت در فعالیت‌های آتش‌نشانی افزایش پیدا کند و این افزایش تأثیر مثبت و معنی‌داری بر رفتار مشارکتی در سازمان آتش‌نشانی می‌گذارد.  

نتیجه‌گیری
تحقیق حاضر با هدف بررسی رفتارهای مشارکتی شهروندان در رعایت اصول ایمنی در شهر مشهد انجام شده است. برای بررسی این وضعیت ابتدا سعی شد رفتارهای مشارکتی در سه حوزه ایمنی برق، آسانسور و ایمنی عمومی پرداخته شود. قبل از ورود به میدان، ابتدا به مرور پیشینه تحقیقات این حوزه پرداخته شد و خلاصه‌ای از نتایج این تحقیقات آورده شد. همچنین مبانی نظری درباره مشارکت شهروندان در شهر بحث و بررسی شد و درنهایت به یک سری از شاخص‌ها برای عملیاتی شدن در متغیرهای رفتارهای مشارکتی و عوامل مؤثر بر آن دست یافتیم. مطابق نتایج این تحقیق می توان بیان کرد که دو نظریه کنش مستدل آیزن و فیش باین و نظریه مشارکت رابرت دال تبیین خوبی از تمایل و رفتار مشارکتی در فعالیت‌های سازمان آتش‌نشانی انجام دادند که نشان می‌دهد این نظریات قابلیت تبیین رفتار مرتبط با ایمنی و مدیریت بحران در کشوری که از نظر زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی، با کشورهایی که نظریه‌پردازان در آن نظریه‌هایشان را مطرح کرده‌اند، را دارند. به‌طورکلی باید گفت که باید به متغیر اهمیت مشارکت در ایمنی و مدیریت بحران، به‌دلیل تأثیرگذاری که بر متغیرهای گرایش و هنجار و سپس تمایل به مشارکت دارد، بیشتر توجه شود. 

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

در این مطالعه، تمام اصول اخلاق در پژوهش رعایت شد. ازآنجایی‌که هیچ آزمایشی بر روی نمونه‌های حیوانی یا انسانی انجام نشد، هیچ کد اخلاقی اخذ نشد.

حامی مالی
این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسنده، این مقاله تعارض منافع ندارد.
 



 
References
Aldridge, J. (2014). Development of an effective recruitment and retention strategy for volunteer firefighters. Western Australia: Department of Fire and Emergency Services. [Link]
Amanpour, S., Daripour, N., & Sargheli, A. (2015). [Assessment of citizens’ satisfaction and willingness to participate in the implementation of urban infrastructure projects (Case study: District 4 of Ahvaz City) (Persian)]. Social Sciences Quarterly, (31), 59–86. [Link]
Amiri, M. , Neshat, A., & Niknaei, M. (2016). [The role of citizen participation in urban management approach for improvement and renovation of old textures (Case Study: Region 12 of Tehran Municipality) (Persian)]. Human Geography Research, 48(3), 523-539. [DOI:10.22059/jhgr.2016.56449]
Amini, Y., & Amini, M. (2016). [Investigating the socio-economic and contextual factors affecting the level of citizens’ participation in urban affairs related to the municipality (Persian)]. Social Development Quarterly, 11(2), 179–198. [Link]
Ajzen, I., & Fishbein, M. (1980). Understanding attitudes and predicting social behavior. Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall. [Link]
Ajzen, I. (2002). Residual effects of past on later behavior: Habituation and reasoned action perspectives. Personality and Social Psychology Review, 6, 107-122. [DOI:10.1207/S15327957PSPR0602_02]
Berman, E., & Wang, X. (2000), Performance Measurement in U.S. Counties: Capacity for Reform. Public Administration Review, 60(5), 409-420. [DOI:10.1111/0033-3352.00104]
Birch, A. (2011). Recruitment and retention of volunteer firefighters in Australia. Melbourne: Bushfire Cooperative Research Centre. [Link]
Blair, H. (2000). Participation and Accountability at the Periphery: Democratic Local Governance in Six Countries. World Development, 28(1), 21-39. [Link]
Brooms, T. (2024). Public Service Motivation and Volunteer Firefighters in Rural Environments [ PhD dissertation]. Virginia: Old Dominion University. [Link]
Baiocchi, G. (2003). Emerging public spheres: Talking politics in participatory governance. American Sociological Review, 68(1), 52-74. [DOI:10.1177/000312240306800103]
Berner, M. (2003). Current practices for involving citizens in local government budgeting: Moving beyond method. Public Administration Quarterly, 27(3), 410-432. [DOI:10.1177/073491490402700403]
Burby, R. J. (2003). Making plans that matter: Citizen involvement and government action. Journal of the American Planning Association, 69, 33-49. [DOI:10.1080/01944360308976292]
Caren, N., Ghoshal, R., & Ribas V. (2011). A social movement generation: cohort and period trends in protest attendance and petition signing. American Sociological Review, 76(1), 125-151. [DOI:10.1177/0003122410395369]
Conner, M., & Sparks, P. (2015). The theory of planned behaviour and reasoned action approach. In M. Conner & P. Norman (Eds.), Predicting and changing health behaviour: Research and practice with social cognition models (3rd ed., pp. 142-188). Maidenhead: Open University Press.
Conner, M. (2020). Theory of Planned Behavior. In G. Tenenbaum &  R. C. Eklund (Eds.), Handbook of Sport Psychology (pp. 1-18). John Wiley & Sons. [DOI:10.1002/9781119568124.ch1]
Dahalcke, J., Taylor, A., & Krusel, N. (2015). Resourcing, recruitment and retention of volunteer firefighters: Victoria State Emergency Service. AFAC. 
de Bruijn, G. J. (2010). Understanding college students’ fruit consumption: Integrating habit strength in the theory of planned behaviour. Appetite, 54(1), 16-22. [DOI:10.1016/j.appet.2009.08.007] [PMID]
Ellis, T., Aley, D., Thompson, S. (2013). Strategies for recruitment, supply, and retention in the fire service: Case study of the Rosemond Fire Department. Maryland: National Fire Academy. 
Finger, R., Aronson, J., Moore, A., & Shultz, J. (2016). Volunteer firefighter recruitment and retention: Challenges and solutions. Washington: National Volunteer Fire Council. 
Freise, M., & Walter, A. (2024). Motivations and expectations of German volunteer firefighters. Journal of Civil Society, 20(2), 190-208. [DOI:10.1080/17448689.2024.2357081]
Gohari, S., Daniela B., Brita Fladvad, N., Elena G., & Welfry Zwestin, S. (2020). Prevailing Approaches and Practices of Citizen Participation in Smart City Projects: Lessons from Trondheim. Norway, Infrastructures, 5(4), 1-28. [DOI:10.3390/infrastructures5040036]
Halachmi, A., & Holzer, M. (2010). Citizen participation and performance measurement: Operationalizing democracy through better accountability. Public Administration Quarterly, 34(3), 378-399.[Link]
Halvani, G. H., Ebrahimzadeh, M., Dehghan, M., Fallah, H., & Mortazavi, M. (2012). [Assessment of factors affecting safety culture in Yazd steel industry workers (Persian)]. Occupational Medicine Quarterly, 4(1), 66–72. [Link]
Handley, D. M., & Howell-Moroney, M. (2010), Ordering stakeholder relationships and citizen participation: Evidence from the Community Development Block Grant Program. Public Administration Review, 70, 601-609.  [DOI:10.1111/j.1540-6210.2010.02181.x]
Henderson, A. C., & Sowa, J. E. (2018). Retaining Critical Human Capital: Volunteer Firefighters in the Commonwealth of Pennsylvania. Voluntas, 29, 43-58. [DOI:10.1007/s11266-017-9831-7]
Holzner, C. A. (2007). The Poverty of Democracy: Neoliberal Reforms and Political Participation of the Poor in Mexico. Latin American Politics and Society, 49(2), 87–122. [DOI:10.1111/j.1548-2456.2007.tb00408.x]
Kabiri, A,. Maddahi, J, Anbari, M., Heidari, H., Nasiri, A., & Nazari, A. (2024). [The Factors Affecting of The Performance of Neighborhood Emergency Response Volunteers (Davam Groups) in Tehran, Iran (Persian)]. Disaster Prevention and Management Knowledge, 14(3):258-273. [Link]
Kharaghani, K., Habibpour-Gootabi, K., & Barandegi, B. (2020). [The role of Tehran citizens’ participation in the implementation of Tehran, a smoke-free city project (Persian)]. Iranian Journal of Health Education and Health Promotion, 8(1), 82–92. [Link]
Mahjabeen, Z., Shrestha, K. K., & Dee, A. J. (2009). Rethinking community participation in urban planning: The role of disadvantaged groups in Sydney metropolitan strategy. Australian Journal of Regional Studies, 15(1), 45-63. [Link]
Mashhad Fire Department. (2022). [Fire and incident report (Persian)]. Mashhad: Mashhad Municipality Statistics Center. [Link]
Rasooli, B. (2013). [Investigating the willingness of citizens to participate in the management and development of neighborhood parks in Tehran (Persian)] [MA thesis]. Tehran: University of Tehran. [Link]
Small, L. M., & Newman, K. (2001). Urban poverty after the truly disadvantaged: The discovery of the family, the neighborhood, and culture. Annual Review of Sociology, 27, 23-45. [DOI:10.1146/annurev.soc.27.1.23]
Soltani, A., Khankeh, H. R., & Nasiri, A. (2025). [Effective Factors in Organizing Volunteers to Participate in the Management of Urban Crises in Tehran, Iran (Persian)]. Danesh-e Pishgiri va Modiriyat-e Bohran, 15(1), 16-29. [Link]
Statistical Centre of Iran. (2021). [Khorasan Razavi statistical yearbook 2021. Statistical Centre of Iran  (Persian)]. Retrieved from: [Link]
Terry, D. J., & Hogg, M. A. (1996). Group norms and the attitude-behavior relationship: A role for group identification. Personality and Social Psychology Bulletin, 22, 776-793. [DOI:10.1177/0146167296228002]
Tanavaee Boshroieh, H., Behzadi, M. H., & Khani, M. R. (2016). [Presenting a conceptual model of public participation in waste management in Tehran city (case study: areas 3, 6, and 21) (Persian)]. Journal of Human and Environment, 14(3), 37. [Link]
Tieperman, T. J. (2025). Retention of Volunteer Firefighters In a Combination Department [PhD dissertations]. [Link] 
Van Herzele, A. (2004). Local knowledge in action: Valuing nonprofessional reasoning in the planning process. Journal of Planning Education and Research, 24, 197-212. [DOI:10.1177/0739456X04267723]
Verba, S., Schlozman, K., & Brady, H. (1995). Voice and Equality. Cambridge, MA: Harvard University Press. [DOI:10.2307/j.ctv1pnc1k7]
Yarahmadi, A. (1999). [Towards humanistic urban planning (Persian)]. Tehran: Urban Processing and Planning Company. [Link]
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1403/10/29 | پذیرش: 1404/2/6 | انتشار الکترونیک: 1404/7/9

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی دانش پیشگیری و مدیریت بحران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

Designed & Developed by : Yektaweb